تبلیغات
http://saim.sub.ir/ گلی از گلشن نور - زمین

حدیث روز

زمین

معانی واژه أرض

واژه «اَرض» بمعنی: کره زمین ــ قطعه ای از زمین ــ خشکی ـــ سطح زمین ـ آنچه از زمین روی آن راه می رویم و زندگی می کنیم (یعنی لایه بالائی زمین) - جا و مکان - جای بی ساختمان و بی کشت - بخش پائین هر چیزی که با زمین تماس دارد (و به بالای آن سماء گفته می شود) - بخش پائین دست و پای چهارپا و پایه هر چیزی که با زمین تماس داشته باشد - خاک ـــ زکام (مذکر و مؤنث) ـ تبِ لرز و لرزه، می باشد. و در چهار چوب قاعده و مبحث مجاز و اسم مبهم که معنی آن با قرینه یا قرینه های موجود در جمله روشن می شود به معانی دیگری مانند: کشور و قلمرو نیز می آید.   و در قرآن بمعنی گوناگون خود آمده است. جمع آن:  أراضٌ و أُرُوض و أرضات وأَرَضُون و أراضی.



دور بردن زمین و درآوردن آب و گیاه آن

 

« و زمین را پس از آن ضمن چرخش دور برد. آب و گیاهِ آن را هر دو از خود آن  درآورد». 

نکات آیه:

1ـــ  زمین ضمن چرخش دور برده شده است:
در آیات پیش از این آیات می گوید: «اَ اَنـْـتـُمْ اَشَـدُّ خـَلْـقـاً اَمِ السَّـماءُ بَـنـیـها ــ
رَفـَعَ سَـمْکَـهـا فـَسَـوّیـهـا»!
«آیا آفـرینش شـمـا مـشکـل تر است یا ساختن مـنـظومـه شمسی؟ که نواحی و جوانب آنرا بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت». راجع به این آیات در آغاز مـنـظـومه شمسی صحبت شد. پـس از آن، آیات مزبور مطرح می کند کـه: زمـین را ضمن چرخاندن (غـلـتاندن) دور برده است. این موضوع نیز در مطالب مربوط به منظومه شـمـسی دیـدیـم کـه در ابـتـدا سیارات در کنار خورشید درست شدند و بعد فاصله گرفـتند. موضوع جدید در آیه چـرخـش زمـیـن است.

2ـــ آب و گیاه زمین از خود آن در آورده شده است:
آب موجود روی زمین گاز و بخاری بوده که با آتـشـفـشـانـهـای اولیه زمین از درون آن درآمده و به جو رفته و بعد باریدن گرفته. گیاهان نیز ناشی از وجود دی اکسید کربن بوده که ضمن فعالیت آتشفشانها از درون زمین درآمده بوده است.

 

 




زمـیـن آرام شـده

 

« آیا آنکه زمین را آرام نمود و درون آن رودها قـرار داد و برای آن کـوههـا قرار داد و میان دو دریا دیوار قرار داد، آیا خدائی پابپای وی وجود دارد؟ بیشترین اینها دانشی ندارند (از طبیعت چیزی نمی دانند)».
"أرض" در آیه بمعنی بخشی از کره زمین است که روی آن راه می رویم و زندگی می کنیم، یعنی لایه و قشر خارجی آن است. و نکته آیه اینست که زمین زیر پای ما در آغاز آرام نبوده بلکه می لرزیده است.

زمـیـن در واقـع در ابـتدای شکل گیری خود مذاب و متلاطم بوده است. پس از اینکه رفته رفته سرد شده و قشر بالائی آن سفـت شده نیز، بخاطر نازک بودن آن قشر، فعل و انفعالات خشونت بار درونی زمین، آن قشر نازک و در نتیجه سطح زمین را پیوسته بگونه خشونت باری می لرزانده است (یعنی سطح زمین پیوسته زلزله های خشونت بار داشته است). تا اینکه با گذشت زمان رفته رفته زمین سردتر و سردتر شده، و قشر خارجی آن کلفت تر و کلفت تر می شود، و فعل و انفعالات خشونت بار درونی زمین به اندازه ای از سطح آن فاصله می گیرند که دیگر نمی توانند سطح زمین را بلرزانند (بگونه ای که ما آنرا احساس کنیم). امروزه ضخامت لایه سطح زمین در خشکیها 70 کیلومتر است. و به این شکل زمین رفته رفته آرام می شود. (بـقـیه مطالب آیه در جاهای مربوط بخود بررسی شده اند).



بارشهای سنگین اولیه و شقه شقه شدن زمین


 

« و اینکه ما آبها را ریختیم ریختنی ــ بعـدها خشکی را شـقـه کردیم شـقـه کردنی»!

نکات آیه:
1ــ آبهای روی زمین در حجم زیادی ریخته شده است:
آبهای موجود روی زمین در ابتدا در درون زمین بوده، بعد بـصـورت بخار با آتـشـفـشـانها همراه با دود و گرما و گاز از زمین خارج شده و در جو جا گرفته و ابرها را تشکیل داده. بعد با سرد شـدن و بـه نـقـطـه بـارش رسـیـدن جـو بـارانـهـای سنگین باریده، طوریکه قـرآن بـجـای واژه بـاریـدن از واژه ریخـتـن استفاده کرده و با مـفـعـول مـطلق «صَـبّـاً» نیز روی ریختنِ آن  تأکـیـد کرده که به معنی: "سیل آسا ریختن آن" میشود.

2ــ خشکی شقه شقه شده است: خشکیهای زمین در ابتدا یکی بود (یک خشکی بوده)، بعدها شـقـه شـقـه شده است.

 

 

 

 

 






خـشـکـی هـا از هم دور شـده


 

«و خشکی ها را دور بردیم».

خشکیهای زمین پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابـتـدا انـسـان مـتـوجه انطباق خشکیها به هم شد  و پس از بررسی آن نتایج زیر بدست آمد:

ـــــ سـنگـهای نواحی غربی اروپا و آفریقا با سنگهای نواحی شرقی آمریکا هم عمر و هم نوع بودند. و نـتـیجه این می شود که این دو نقـطه زمانی پیش هم بوده اند.

ـــــ مواد و عـناصری که در حفاری در نقطه ای در غرب قاره آفریقا پیدا و بررسی شـد، با مواد و عناصری که در نـقطه معادل آن در شرق قاره  آمـریکا پیدا شد یکسان بود. و نتیجه این می شود که این دو نـقـطـه زمـانی در یک جـا و کـنار هم بوده اند.

ـــــ با تصویر بـرداری نمـودن از اعـماق اقـیـانـوس اطـلـس یک خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمین را بیرون میریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم میکند و طرفـین خود را از هم دور می کند.



حـرکـت وضـعـی زمـیـن

 

«آیا زمین را گهواره وار نکردیم»!
«اَلَم نـَجْـعـل» به معنی: «قـَدْ جَعَـلـنا» است. (پرسش مـنـفـی برای "اقـرار گرفـتن" است). و «مِـهاداً» تشبیه بلـیغ است، به معنی: «کَـالـمِـهاد» به معنی: «گـهـواره وار». و آیه به این معنی است که: « ما زمین را گهـواره وار نـمـودیـم ».

نـکـات آیـه:

1ــ زمین گهـواره وار است:

یکی از حرکات زمین حرکت گهواره واری آن است. در این نوع حرکـت قـطـب شـمـال آن در تابـسـتان و زمـستان به یک طرف مایل می شود. در تابستان تمایل آن رو به خورشید است. در پـائـیـز مـحـور آن راست اسـت. در زمـستان تمایـل آن در جهت خلاف خورشید است. و در بـهـار محور آن راست است. این حرکت گهـواره واری زمـیـن حـرکت وضعی نامیده می شود.

2ـــ زمین حرکت دارد:

تشبیه زمین به "گهواره" به معنی: "متحرک" بودن آن است. (و این برخلاف علم نجوم عـصر پیامبر است که در آن زمین ثابت و مرکز جهان بود).



حـرکـت زمین

 

«او زمین و سیارات منظومه شمسی را هر کدام بجا و بمورد آفرید. شب را بر روز می پیچاند در حالیکه روز را بر شب می پیچاند. و خورشید و ماه را مناسب نمود. هـمه آنها تا زمان مشخصی در حرکت هستند».

نکـتـه آیه: سیارات، زمین، خورشید و ماه تا زمان تعیین شده ای در حرکت خواهند بود:

عـلـم نـجـوم عـصـر پیامبر می گفـت: زمین ثابت و مرکز جهـان است. ایـن تـئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. در آن تئوری (یعنی وقتی زمین ثابت و مرکز جهان باشد و خورشید و سیارات بدور زمین بچرخند)،  ما می بایست سیاره زهره را همیشه به شکلی که در تصویر سمت چپ می بینیم، بصورت هلالهای ماه ببینیم. ولی وقتی انسان تلسکوپ بکار گرفت دید که سیاره زهره به شکل ماه کامل (ماه شب چهارده) پیدا است (تصویر سمت راست). نتیجه این شد که زهره می بایست به آن طرف خورشید رفته باشد و آن طرف خورشید باشد تا بتواند به این شکل نور خورشید را بازتاب بدهد. و نتیجه این شد که زهره در واقع دور خورشید می گردد نه به دور زمین. و از اینجا بود که انسان نتیجه گرفت که خورشید در مرکز است و سیارات به دور آن می گردند.
از آنجا که مسلمانان معمولاً چیزهای خارجی را دوست دارند و می پسندند، دنبال اندیشه های علمی آن دوران رفته بوده اند و مانند بقیه نوشته اند که زمین به دور خورشید می گردد، در حالیکه آیه خیلی صریح و واضح
پس از اینکه از سیارات و زمین و ماه و خورشید صحبت می کند می گوید: همه آنها (یعنی هر یک از سیارات و زمین و خورشید و ماه) تا زمان تعیین شده ای در جریان هستند (یعنی حرکت می کنند). یکی از حرکتهای خورشید حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت 900000 کـیـلـومتر در ساعت است، که 225 میلیون سـال طـول می کشد تا آن را طی کند. و حرکت ماه نیز اینست که  بدور زمین در حرکت است.
مدت زمان حرکـت آنها نیز چنانکه آیــه مطرح کرده جاودانه نیست بلکه مدت زمان مشخصی دارند.



از زمـیـن کم می شود

 

«آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم»؟

نکـتـه آیـه: از زمین از اطراف آن رفته رفته کم می شود:
زمین در واقع چنان که قــرآن مـطـرح کرده پـیـوسـتـه در حال کم و کاسته شدن است. پیوسته گاز و گرما و انرژی از جو زمین خارج می شود و به فضا می رود، و رفته رفته از حجم و انـدازه آن کاسته میشـود. طوریکه تخـمین زده می شود، زمین در آغاز پیدایش خود حجمی تقـریباً 200
0 بار بزرگ تر از حجم کنونی خود داشته است.
از آنجا که از خورشید پیوسته کم میشود از زمین نیز پیوسته کم می شود تا تعادل میان جاذبه و دافعه میان خورشید و زمین ثابت بماند. در زمان پیامبر کسانی بوده اند که می گفته اند: جهان از ازل هـمینطور بوده و همینطور نیز خواهد ماند،  و آغاز و خالـقی  ندارد. آیه کم و کاسته شدن از زمین را برای آنها دلـیـل می آورد که "از ازل اینطور نبوده و اینطور نیز نخواهد ماند". به این معنی کـه: "در صـورت از ازل بودن همه چیز، از آنجا که از زمین رفـته رفته کم و کاسته می شود، منطقـاً زمین نمی بایست و نمی تواند از ازل بوده باشد ولی هنوز تمام نشده باشد".



زمـیـن شـقـه شـقـه است

« سوگند به جوِ برگشت دهنده ــ و به زمینِ شقه شقه ــ که این قرآن گفتار جدا جدا است نه اینکه چیز بیهـوده ای  باشد»!
نکات آیه:
1ــ جو بازگشت دهنده است. 2ـــ زمین شـقـه شـقـه است.

1ــ جو بازگشت دهنده است:
جـو مـوارد مـضـر را از آمـدن بـه زمـیـن مـنع می کـند و آنها را به فضا برگشت می دهد، و موارد مفـیدی که از زمین بالا می روند را به زمین برگشت می دهد یا در جو نگه می دارند. (در بخش جو راجع به این مسائل صحبت شده است).

2ـــ زمین شـقـه شـقـه است:

سطح زمین در واقع شقه شقه است. سطح زمین در مجموع از 10 تا شقه های کوچک و بزرگ تشکیل شده است. محل تـماس لایه ها عـمـدتـاً در سـطح اقـیـانـوس هـا و برخی از دریـاهـا است و هـزاران کـیلومتر طول دارند. از شکاف میان آنها مـواد مـذاب بیرون می ریزد که از ضروریات زنده نگه داشتن زمین و مـنـاسب نـمـودن و مـناسب نگـهـداشتن آن بـرای زنـدگـی است. طوریکه اگر نمی بـودند زمین از همان آغاز سرد شدن قـشر خود منفجر می شد، و یا اصلاً حیاتی روی آن پا نمی گرفت.



راهـنـمـای مـسـیـر یـابـی زمین

 

« و همینطور خدا زمین را برای شما نشانه دار درست کرد تا بتوانید راه هایِ بازِ آن را طی کنید».
نکـتـه آیه: زمین نشانه ای دارد که انسان می تواند با آن راههای باز را طی کند:
راهـهـای بـاز زمـین، راهـهـای دریائی، هـوائی و بیابانـی هـستـنـد که بصورت جاده نیستند. و نشانه داری زمین نیز قطب مغناطیسی آن است که بمثابه نشانه عمل می کند. انسان با تقسیم بندی نمودن زمین و قـطب نما، مسیرهای هوائی و دریائی و زمینی که بصورت جاده نیستند را جهت یابی و پیدا می کند و بسوی مقصد مورد نظر خود پیش می رود.
آیه مزبور نقـل قول از حضرت نوح است. یعنی وی چند هزار سال پیش از میلاد این موضوع را به مردم خود گفـته بوده است، ولی مردم طبق عادت همیشگی خود به وی می خندیده اند.



سنگینی مواد درون زمین


«آنگاه که زمین لرزش خود را بلرزد ــ و آنگاه که زمین سنگینی های خود را بیرون بیاورد».

نکته آیه: مواد درون زمین سنگین است:

هرچه از سطح زمین رو به عمق برویم مواد درون زمین سنگین تر است. یکی بدلیل اینکه نسبت عناصر سنگین تر (مانند آهن) نسبت به عناصر سبک تر بیشتر می شود، و دیگری بدلیل فشار وزن مواد بالای آن. چنانکه هنگامی که چند گونی خاک را روی هم می چینیم، گونی دومی که زیر فشار گونی اولی است فشرده تر است. یعنی مثلا اندازه یک سانتیمتر مکعب خاک در گونی دومی بیش از اندازه یک سانتیمتر خاک در گونی اولی است و در نتیجه سنگین تر است. و یک سانتیمتر مکعب خاک در گونی سومی که زیر فشار دو گونی بالاتر از خود است از گونی دومی بازهم بیشتر تر است و در نتیجه سنگین تر است، و همینطور که رو به پائین برویم گونیها فشرده تر می شوند. و به این ترتیب موادی که آتش فشان از اعماق زمین بیرون می ریزد مواد سنگین هستند.



تشبیه زمین به حیوان خوش سواری


 

«اوست که زمین را "مانند یک حیوان سواری که سواره احساس ثبات و آرامش می کند"  کرد».
واژه « ذلـولاً » تشبیه بلیغ است به معنی «کالذلول» به معنی «مانند ذلول». و ذلول به معنی: "حـیـوان سـواری اسـت کـه سواره آن احساس آرامش و راحتی و ثبات می کند" و به قـولی بمعنی: "حـیـوان خوش سوار" است.
نکـتـه آیه: زمین مانند حیوان سواری که سواره احساس ثبات و آرامش می کند می ماند:
تشبیه زمین به "حیوان سواری که سواره آن احساس ثبات و آرامش می کند" یعنی چه؟ یعنی اینکه زمین حرکات مختلـف دارد ولی مانند یک حـیـوان خـوش سـوار کـه انـسـان بـر روی آن احسـاس ثبات و آرامـش می کند، حرکات آنرا احساس نمی کند.
زمـین
حرکات زیادی دارد. از جمله: دور خود می گردد، دور خورشید می گردد، به پهـلو متمایل می شود، محور آن حرکت دایـره ای کوچکی می زند. و مانند حیوان خوش سوار می ماند.
و فعل «جَـعْـل» به معـنی: «کـردن و قـرار دادن»، به ایـن معنی است که زمین در آغـاز آرام و با ثبات نبوده است. بلکه بعدها چنین کرده شده. زمین نیز در واقع در ابتدا متلاطم و لرزان بوده است.



زمـیـن مانند جـو هـفـت طبقه است

«خـدا آن است که هـفـت جـو را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا».

همانطور که قـرآن مطرح کرده زمین در واقع از 7 قشر (7 لایه) تشکیل می شود:

1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.
2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.
3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.
4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است.
5ــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.
6ــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.
7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.




پائین ترین سطح خشکی زمین

« رومیان در پائین ترین سطح زمین شکست خوردند ولی پس از شکست خود پیروز خواهند شد. در فاصله بین سه تا نه سال آینده. روند تحولات، پیش از آن و پس از آن همه برای خدا است. و آنروزها مؤمنین نیز با کمک سربزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد»!
نکات آیات:1ـــ محل  شکست خوردن رومیان پائین ترین سطح زمین است. 2ـــ رو
میان در فاصله میان سه تا نه سال پس از شکست خود از ایرانیان بر آنها پیروز خواهند شد. 3ـ در روزهای پیروزی رومیان پیروان محمد نیز با کمک سر بزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد.

1ـــ محل  شکست خوردن رومیان پائین ترین سطح زمین است:

محل جنگ مورد نظر آیه که در سال 619 میلادی میان ایرانیان و رومـیـان رخ داده و منجر به شکست رومیان شـده در منطقه اَغوار دریای مرده در فلسطین قرار دارد. آن نقطه دقیقاً پائین ترین نقطه سطح خشکی زمین است و 392 متر از سطح دریا پائین تر است. این اندازه گیری البته با امکانات ماهواره ای صورت گرفته و از دانش قرن بیستم بشر است.

2ـــ رومیان در فاصله میان سه تا نه سال پس از شکست خود از ایرانیان بر آنها پیروز خواهند شد:
در سال 626 میلادی یعنی 7 سال بعد، جنگ دیگری میان ایرانیان و
رومیان در گرفته بوده که در آن رومی ها پیروز شده اند. اگـر چـنـین جنگ مجددی میان رومیان و ایرانیان رخ نمی داد یا نتیجه آن چنانکه آیه پیش بینی کرده بود نمی شد، همه دین محمد می سوخت. روشن است که کـسـیکه دیـنی را از خود در می آورد هـیچگاه چنین چیزی راجع به آینده نمی گوید، که در صورت درست درنیامدن همه دین وی بسوزد. و تنها خداوند می تواند این حرفها را بزند.

3ـ در روزهای پیروزی رومیان پیروان محمد نیز با کمک سربزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد:
دقیقاً در همان سال و همان
روزهای پیروزی رومیان بر ایرانیان میان مسلمانان و دشـمـنان آنها نـیـز نبرد مـعـروف به «بَـدر» در می گیرد و در آن نبرد نابرابر بکمک سربزنگاهی خدا مسلمانان پیروز و خوشحال می شوند. (نصر به معنی: کمک سرِ بزنگاهی است. یعنی: مسلمانان در آستانه شکست خوردن بوده اند و خداوند آنها را کمک کرده و پیروز نموده است).
اگر در تاریخ مشخص شـده مزبور (یعنی در فـاصله سـه تـا نه سـال پس از شکست رومیان از ایرانیان) میان مسلمانان و دشمنان آنها نبردی صورت نمی گرفت و یا نتیجه آن چنانکه قـرآن پـیـش بـیـنی کرده بـود نمی شـد دیـن محـمد می سوخت. روشن است که وقتی کسی دینی را از خود مـی سـازد هـیـچـگـاه هـمه دار و ندار خود را در گرو یک چنین پـیـش بینی ای نمی گذارد. و روشن است که چنین پیش گوئیهائی فـقـط کار خداوند می تواند باشد.



خطوط دفاعی آسمان

«در آسمان خطوط دفاعی درست کردیم و آنرا برای بینندگان زیبا نمودیم. و آنرا از دخول هر شیطانِ شلیک شده ای حفظ نمودیم. و آنی که از روزنه ای وارد بشود به شهاب دیدنی تبدیل میشود».
«بُرُوجْ» جمع بُرْجْ است. بُرج در اصل بمعنی: رفاه و برخورداری چشمگیر است. بعد بطور ضمنی و تلویحی به: قلعه، بارو و کاخِ بیش از یک طبقه اطلاق شده
است. و بعد بنابر کارکرد قلعه و بارو در نبردها، بطور ضمنی و تلویحی به: "استحکامات و خط دفاعی" برج اطلاق شده، و در آیه به این معنی بکار گرفته شده است.
شیطان صفت است و به هر چیزی که برای زندگی تهدید دارد اطلاق می شود. در آیه به: طوفانهای خطرناک خورشیدی اطلاق شده که انفجارات خورشیدی آنها را شلیک می کند.
و «استراق سمع» بمعنی: دزدکی گوش دادن، و از لابلای روزنه ای نفوذ کردن است.
نکات آیات: 1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد. 2ــ آنچه از روزنه ای (از میان خطوط دفاعی) می تواند وارد آسمان بشود به شهاب دیدنی تبدیل می شود. 3ــ آسمانِ برای بینندگان زیبا کرده شده است.

1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد:

3ــ آسمانِ ما برای بینندگان زیبا کرده شده:


نیروی مغناطیسی زمین، دور زمین کمربندهای مغناطیسی به شکلی که در تصویر می بینیم درست می کند، که دامنه آنها تا آسمان کشیده می شود. انفجارهای سطح خورشید پیوسته توده های خطرناک گازی را در فضا شلیک می کنند، که بصورت جریانهای باد و طوفان بطرف زمین می آیند. این بادها وقتی به زمین می رسند توسط این کمربندهای مغناطیسی دور زمین به شکلی که در تصویر می بینیم به اطراف زمین منحرف کرده می شوند. و به این شکل این کمربندها به مثابه استحکامات و خطوط دفاعیِ آسمان عمل می کنند.
بخش ناچیزی از طوفانهای خورشیدی که به اطراف زمین منحرف می شوند، در نواحی قطبی که کمربندهای مغناطیسی ندارد یا ضعیف است موفق می شوند که به درون جو نفوذ کنند. وقتی وارد می شود انرژی الکتریکی تولید می کند و در جاهائی که گازها متراکم تر هستند به درخشش تبدیل می شود و انسان آنرا به شکلی که در تصویر می بینیم می بیند. قرآن آنرا شهاب نامیده است. (شهاب به: درخششهای شعله گونه، آتش ساطع، پاره آتش، و مواردی از این قبیل اطلاق می شود)
.
آسمانی که ما می بینیم، چنانکه قرآن گفته: برای بینندگان (یعنی برای ساکنین زمین) زیبا کرده شده. زیبائی آن ناشی از بازتاب نور خورشید توسط عناصر جو است که پس از شکل گیری جو به شکل کنونی خود صورت گرفته است، و پیش از آن چنین نبوده است. نور خورشید از امواج نور زیادی تشکیل می شود که هر کدام رنگ خود را دارد، وقتی با ذرات غبار و بخار برخورد می کند، نور آبیِ آن بیش از بقیه نورها پخش می شود و به آسمان رنگ آبی می دهد.
و در سوره ق آیه 6 می خوانیم: آیا به آسمان بالای خود نگاه نمی کنند ببینند چگونه آن را ساختیم و آن را زیبا نمودیم و هیچ سوراخ و شکافی  ندارد. (أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ). معنی سوراخ و شکاف نداشتن آسمان اینست که اگر سوراخ و شکافی می داشت، پشت آن دیده می شد. و این به این معنی است که پشت این آسمانِ آبی که می بینیم چیز دیگری هم هست که با آن فرق می کند. واقعیت هم همین است:

وقتی از آسمان (یعنی از محدوده جو) خارج بشویم می بینیم که پشت آسمان که آن را زیبا می بینیم فضای سیاه وجود دارد. این تصویر از بیرون از آسمان (یعنی بیرون از محدوده جو) و در روز گرفته شده. چنانکه می بینیم پشت آسمان فضا است و رنگ آن نیز سیاه است.


میزان آب و خشکی زمین

واژه «بَـحْـر» به معنی دریا 41 بار در قـرآن بکار رفـته و واژه «بَـرّ» به معنی خشکی 12 بار. «12» بـار 29 درصـد «41» بار است. خشکی سـطح زمـیـن نیز 29 درصد است و 71 درصد بـقـیه آن آب است.

 



به زیر رفتن زمین در دریا

« آیا خیالتان راحت است از اینکه کـنار خشکی را به زیر نخواهـد کشید»؟

نکـتـه آیـه: امکان به زیر رفتن کنار خشکی امری منتفی نیست:
اینکه آیه بزیر رفتن کنار خشکی را امری غیر ممکن نمی داند و توجه انـسان را به آن جلب می دهد، به این معنی است که در آنجا اتفاقی یآ اتفاقاتی می افتد که احتمال و امکان به زیر رفـتن کنار خشکی را مـنـتـفی نمی کند.
دریاها در واقع روی قـشر اقیانوسی زمین قرار دارند و قشر اقیانوسی زمین نیز بشکلی که در تصویر می بینیم زیر قشر قاره ای می رود. و در وضـعـیـتی که امکان رو به پائـیـن چرخیدن بخـش مـربـوط به خـشـکـی قـاره ای (کـه در نـزدیـکـی خـشکی است) وجود دارد.


زمین نشست می کند و از آسمان اجرام بزرگ آسمانی می افتد

«آیا نمی توانند وضعیت حال و گذشته زمین و فضا را ببینند و بدانند که اگر ما بخواهیم میتوانیم زمین را زیر آنها پائین بکشیم یا اجسام بزرگ را از فضا روی آنها بیندازیم»؟

نکات آیه: 1ـــ مواردی از پائین رفتن زمین برای دیدن وجود دارد. 2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمین وجود دارد.

1ـــ مواردی از پائین رفتن زمین برای دیدن وجود دارد:

 

 

 

 


اینجا نقطه و نمونه ای از فرونشستن زمین است.

2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمین وجود دارد:

در فـضـای دور و نـزدیـک ما اجسام کوچک و بـزرگ زیـاد وجـود دارد. پاره های کوچک وقـتی بطرف زمین می آیند جو زمین آنها را می سوزاند و پودر می کند. ولی بزرگ آنها گـاه گـاهـی بـطرف زمین میآیند. حفره ای که در تصویر می بینیم مربوط به سقوط سنگ آسمانی در استرالیا است. (بزرگترین حـفـره ای که تا کنون انسان آنرا پیدا کرده است در آریزونا است و 1300 متر قطر دارد. یعنی به وسعت یک دهکده است)


سطح زمین و کوهها روی حساب درست شده اند

« و آیا نمی توانند ببینند کوهها روی چه حسابی بپا داشته شده اند ــ و زمین روی چه حسابی سطح داده شده است»!

کوهها به چه حسابی بپا داشته شده اند؟
یکی از نقش کوهها اینست که کوههای بلند روند حرکت بادها را هدایت میکنند. و بادها ابرها را هدایت می کنند. و ابرها نیز با خود باران دارند. و باران نیز با خود شرایط آب و هوائی دارد.
یکی دیگر از نقش کوهها اینست که وقتی دولایه زمین با هم برخورد می کـنـنـد یـا یـکـی زیر دیگری می رود، زمین چین می خورد و کوه درست می شود که باعث می شود لایه ای که رو به بالا حرکت می کند بالا نرود و زمین شیب پیدا نکند.
یکی دیگر از نقش کوهها اینست که تحت تأثیر عوامل فرسایش تحلیل می روند و آب و باد، سنک و خاک آنها را به سطح زمین منتقل می کند و سطح زمین نو می شود و سطح کهنه پائین می رود.

زمین به چه حسابی سطح داده شده است؟

چنانکه می دانیم زمین در آغاز مذاب بوده است،.یعنی کاملاً مسطح بوده است مانند سطح اقیانوسها. چنین زمینی وقتی سرد و سفت میشود نیز منطقاً می بایست کاملاً مسطح بشود مانند دشتها، بعلاوه بلندیهای ناشی از آتشفشانها. بعد وقتی بارانهای اولیه بر چنین زمینی می بارند چنانکه در تصویر سمت چپ می بینیم، آب تمامی سطح زمین را به یکسان می پوشاند، غیر از جاهائی که احتمالاً بخاطر ارتفاع زیاد کوهها، قله آنها از آب بیرون می ماند. در چنین زمینی اگر حیات هم می توانست ایجاد شود امکان به خشکی رفتن و تکامل یافت.

 نوشته های پیشین
+ یا ضامن آهو
+ به نام خدا
+ (كتاب قرآن معجزه ی محمد(صلی الله محمد وآل محمد
+ مثال های قرآنی
+ مجاز
+ چیزهایی كه در قرآن به آنها اشاره شده...

صفحات :

بهترین آهنگها را از ما بخواهید
http://saim.sub.ir/