تبلیغات
http://saim.sub.ir/ گلی از گلشن نور - مثالها و تشبیه های قرآن

حدیث روز

مثالها و تشبیه های قرآن

مثال کسانیکه برای خشنودی خدا انفاق می کنند و باغی که در بلندی واقع شده

« و نمونه کسانیکه دارائی خود را در جستجوی خوشنودی خدا و استواری (ایمان) خود انفاق می کنند، مانند باغ پر درخت واقع در بلندی (بالاتر از تل) می ماند که اگر بارش سنگین به آن ببارد ثمر خود را دوچندان می دهد و اگر بارش سنگین به آن نبارد با بارشِ کمِ نیز ثمر خود را می دهد. و خدا به خوبی و بدی همه آنچه انجام میدهید نگاه می کند و آنرا می شناسد (265)».
(«بِصارَة» بمعنی: نگاه کردن به خوبی یا بدی و درستی یا غلطی و زشتی یا زیبائی چیز مشخصی است. و«بَصیر»: کسی است که به خوبی یا بدی، زشتی یا زیبائی، درستی یا نادرستی چیزی نگاه می کند و اندازه خوب و بدی آن را می شناسد. و منظور از بصیر بودن خداوند پس از این مثال اینست که همانگونه که خداوند به موقعیت خوب و بد یک باغ نگاه می کند و آن را می شناسد همانگونه نیز به موقعیت خوب و بد کارهای ما نگاه می کند و آنرا می شناسد).
ربوة به زمین مسطحی که در ارتفاع بالاتر از ارتفاع تل قرار داشته باشد گفته می شود. پژوهشهای علمی نشان می دهد که بهترین محیط برای رشد و باردهی درختان میوه و درختان ثمر دهنده محیطی است که در ارتفاع میان 300 تا 600 متر از سطح دریا قرار دارد. و این همان بلندی و ارتفاعی است که در زبان عربی رَبوَة نامیده می شود و آیه از آن صحبت می کند. محیط کِشتی که در چنین ارتفاعهائی قرار دارد این ویژگیها را دارد: وزش باد و نسیم و تجدید هوا، مرطوب بودن جو‏، در معرض تابش خورشید قرار داشتن، لطیف بودن جو، فراوانی آب، ‏انبار نمودن آب به اندازه لازم، بارانهای سنگین آفتهای آن و آنچه رشد گیاهان مختل می کند را می شویدزیادتری را می رویانند و مواد غذائی را می مکند و بنوبه خود ثمر درخت را زیاتر می شود، و مقاومت درخت در برابر بادها و وزشهای تند نیز بیشتر می شود.
(چون آب از بلندی به زمینهای پست حرکت می کند و در آن ارتفاعات نمی ماند)، امکان نفوذ ریشه های درختان به اعماق که بنوبه خود ریشک های بیشتری
به این ترتیب باغی که در ربوة (در ارتفاع میان 300 تا 600 متر بالای سطح دریا) قرار دارد، با بارش سنگین ثمر خود را دوچندان می دهد، و اگر بارش سنگین به آن نبارد با بارش کم نیز به دلیل وجود ویژگیهای نامبرده در آن محیطها باز هم درخت ثمر خود را می دهد. و قرآن کسانیکه برای خشنودی خدا انفاق می کنند را به باغی که در بلندی واقع شده مثال می زند که در شرایط بارش سنگین و سبک، در هر حال ثمر خود را می دهد.



مثال دین ستیزان

آیه 175 سوره اعراف از کسی صحبت میکند که آیات خدا را دور انداخته و بجای آن پیوسته هوس خود را دنبال کرده، و در ادامه آن آیه 176 چنین می گوید:

« و اگر می خواستیم او را با آیات خود بلند می کردیم ولی او زمین گیر شد (یعنی اگر "ما" می خواستیم برای او تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم او را بلند می کردیم، ولی انتخاب به او دادیم و او به زندگی و مال دنیا دل بست) و پیوسته هوس خود را دنبال نمود، بنابر این او مانند سگ میماند، اگر بار روی آن بگذاری له له می زند اگر هم آنرا رها کنی له له می زند. اینست نمونه کسانیکه آیات خدا را دروغ می پندارند. داستانهای واقعی را بگو با امید به اینکه اینها بیندیشند».
له له زدن سگ تنفس سریع است با دهانی باز و با زبانی معمولاً افتاده به بیرون از دهان. سگ در حالت عادی میان 30 تا 40 نفس می زند و در حالت له له زدن میان 300 تا 400 نفس. سگ اغلب هنگام بالا رفتن دمای گرمای بدنش له له می زند تا خود را خنک کند، چون غده های عرقی کافی برای خنک نمودن خود ندارد، (کمی در پاها دارد که برای خنک نمودن بدن آن کافی نیست). بنابر این با له له زدن خود را خنک می کند. در نفس زدن هوای خنک وارد بدن میشود و هوای گرم از بدن خارج می شود و به این وسیله خود را تهویه و خنک میکند.

سگ علاوه بر دلیل فوق که "بالا رفتن دمای گرمای بدن وی" بود، بدلایل زیاد دیگری همچون تشنگی، شادی، خوشنودی، ناخوشنودی، برخورد ناگهانی با چیزی، کار و خستگی، درد های روانی و جسمی، اندوه و غیره نیز له له میزند.
آیه گفت نمونه کسانیکه آیات خداوند را دروغ می پندارند مانند سگ است که چه بار روی آن بگذاری و چه آنرا بحال خود واگذاری در هر حال له له خود را می زند. بنابر شناختی که از سگ داریم معنی این تشبیه اینست که فرد دین ستیز در هر حال دین ستیزی خود را دارد چه دین بنوعی با او کاری داشته باشد و چه نداشته باشد. ما امروزه درستی این گفته آیه را در غرب می بینیم. امروزه در غرب دین اساساً با کسی کاری ندارد، ولی دین ستیزان دین ستیزی خود را دارند. یعنی این از سرشت آنهاست همانگونه که له له زدن سگ نیز از سرشت خود آنست و می تواند هیچ ربطی به کار و رفتار انسان با آن نداشته باشد. (و سرشت انسان البته از نظر قرآن بدست خود انسان است).



مثال چگونگی علم گرائی و واقع گرائی افراد بی ایمان

آیه 39 سوره نور با دادن مثال نشان می دهد که افراد بی ایمان چگونه از علوم و واقعیات نتیجه هائی را میگیرند که الزاماً آن نتیجه ها را نمی دهند، و یا اگر علم گرا و واقع بین نبوده باشند آیه پیش بینی می کند که علم گرا و واقع بین می شوند و از علوم و واقعیات برای خود نتیجه هائی می گیرند که الزاماً آن نتیجه ها را نمی دهند.

« و کارهای افراد بی ایمان مانند کار فرد خیلی تشنه می ماند که "آب نمائی" را در پائین ترین زمین جای جمع شدن آب و بی سنگ و درخت "آب" حساب می کند. تا هنگامیکه (روز رستاخیز) به آن رسیده آنرا چیزی نیابد، و خدا را پیش آن بیابد. خدا نیز سپرده وی را بی کم و کاست خواهد داد، و خدا خیلی زود حساب را انجام میدهد».  
«سَرَاب»: منظره آب نما. (هنگامیکه تابش خورشید سطح زمین را داغ می کند هوای مماس با سطح زمین نیز گرم می شود. از آنجا که هوای بالاتر از آن سردتر است و هوای گرم از تراکم کمتری برخوردار است و سبک تر است، باهوای سرد جابجا می شود. در این جابجائی نور شکسته می شود و یک منظره متوهج درست می کند که بصورت آب و جریان آب و موج آب بنظر میرسد. چنین منظره ای که در واقع آب نیست ولی آب بنظر میآید سراب نامیده میشود). «قیعَة»: واحد قیع است بمعنی: زمینی که سطح آن از زمینهای پیرامون خود پائین تر است و جای جمع شدن آب است و سنگ و درخت ندارد. «ظَمآن»: خیلی تشنه. جمله: "حتی اذا جائه.."جمله استئنافی است، جمله جدیدی را آغاز می کند، و به تک تک افراد بی ایمان برمی گردد، مبنی بر اینکه هنگامیکه روز رستاخیز بیاید و کار و اندیشه خود را ببیند می بیند که چیزی نیست همانگونه که فرد تشنه هنگام رسیدن به محل سراب می بیند چیزی نیست. واژه "حتی" هنگامیکه با فعل می آید بمعنی "إلی أن" بمعنی "تا اینکه" میباشد. و فعل "وَفـّی" از مصدر «تـَوفِـیـَة» است بمعنی: پس دادنِ سپرده به صاحب آن بدون کم و کاستی.

مثالی که آیه می زند مربوط به چنین منظره ای است. آبی که می بینیم در واقع سراب است. هنگامیکه فرد خیلی تشنه این منظره را می بیند دو تا گزینه دارد. یکی اینکه آنچه می بیند "سراب" است و دیگری اینکه "آب" است. او برای خود چنین استدلال می کند:
"آنجا پائین ترین سطح زمین و جای جمع شدن آب است. اگر بارانی در این منطقه ببارد آنجا جمع میشود ـ اگر رودخانه ای در این منطقه باشد آنجا میرود و جمع میشود ـ آنجا درخت هم ندارد که نشان بدهد سراب است ـ همینطور سنگ نیز ندارد که نشان بدهد سراب است. بنابر این آنچه من می بینم آب است".
او با این استدلالاتِ درست (سراب را نفی و) آب را اثبات می کند، در حالیکه این استدلالاتِ درست الزاماً (سراب را نفی و) آب را اثبات نمی کنند. آیه گفت : کار افراد بی ایمان مانند کار این فرد خیلی تشنه است که چگونه برای خود استدلال میکند و سراب را آب حساب میکند.
افراد بی ایمان نیز با علم گرائی خود از علومی که درست هستند نتیجه هائی را می گیرند که آن علوم الزاماً آن نتیجه ها را نمی دهند. مثلاً می گویند ذارات بار مثبت و منفی دارند که باعث حرکت آنهاست و آفریننده ندارند. اینکه ذارات بار مثبت و منفی دارند و باعث حرکت آنها است درست است ولی این الزاماً آفریننده را نفی نمی کند. یا مثلاً با استدلال به تکامل خدا را نفی می کنند در حالیکه تکامل الزاماً خدا را نفی نمی کند. یا مثلا می گویند برخی خیلی ثروتمندند و کاری نیز نمی کنند، برخی دیگر هم زحمتکش و هم تنگدست هستند. از آنجا که همه انسان هستند و برابر، مالکیت خصوصی میبایست از بین برود و یک سیستم اقتصادی اشتراکی که کسی مالک چیزی نباشد و هر کسی به اندازه توان خود کار کند و به اندازه نیاز خود بردارد روی کار بیاید. استدلالاتِ مزبور ضمن درست بودن الزاماً مالکیت خصوصی و مالکیت دسترنج خود را نفی نمی کنند. و همینطور در زمینه های گوناگون دیگر نتایجی را برای خود می گیرند که الزاماً آن نتیجه ها را نمی دهند.


 نوشته های پیشین
+ یا ضامن آهو
+ به نام خدا
+ (كتاب قرآن معجزه ی محمد(صلی الله محمد وآل محمد
+ مثال های قرآنی
+ مجاز
+ چیزهایی كه در قرآن به آنها اشاره شده...

صفحات :

بهترین آهنگها را از ما بخواهید
http://saim.sub.ir/