تبلیغات
http://saim.sub.ir/ گلی از گلشن نور - حیوانات - حشرات و پرندگان

حدیث روز

حیوانات - حشرات و پرندگان

پائین آوردن ارتفاع چهار یا هشت نوع از دامها

« و (خدا) هشت جفت (4 نوع) از دامها را برای شما پائین آورد».

«اَنعَام»: در اصل حیواناتی هستند که برای فرد نَعمَة هستند، ( و نَعمَة یعنی چیزی که رفاه و برخورداری و فراخی زندگی را می آورد)، ولی به دامها (حیواناتی که انسان در کار و زندگی و اقتصاد خود از آنها استفاده میکند) و بیشتر به شتر و گاو و میش و بز اطلاق می شود.  فعلِِ « اَنزَلَ» فعلِ ماضی از مصدر مزید «انزال» است، و اِنزال به معنی: پائین آوردن است. و منظور از پائین آوردن حیوانات مزبور برای انسان اینست که آنها در گذشته بلند بوده اند و برای کار و بهره وری انسان از آنها مناسب نبوده اند، و خدا ارتفاع آنها را بخاطر امکان استفاده انسان از آنها پائین آورده است. «ازواج»: در آیه می تواند بمعنی جفت باشد که در آنصورت هشت جفت بمعنی چهار نر و چهار ماده  از چهار نوع از دامها می شود، و می تواند بمعنی "صنف" باشد که در آنصورت بمعنی هشت نوع از دامها خواهد بود.

فسیلهای پیدا شده حیوانات نشان می دهند که نسل برخی از حیوانات در گذشته از نظر بلندی بلندتر و از نظر حجم بزرگتر از نسل امروزی آنها بوده، و نسل برخی دیگر در گذشته کوچکتر از نسل امروزی آنها بوده است، و همینطور نشان می دهند که حیوانات چگونه در ضمن ده ها میلیون سال تغییراتی کرده اند.

یکی از آن حیوانات که نسل گذشته آن بلندتر و بزرگتر بوده شتر است. فسیل پای شتر که در تصویر می بینیم و در سوریه پیدا شده نشان میدهد که شتری که در گذشته زندگی می کرده دو برابر شتر امروزی بوده، و فسیلهای دیگر که مربوطه به دوران دیگری است نشان می دهد که شتر در گذشته 4 متر ارتفاع داشته است. بهر حال چنانکه آیه گفته خداوند ارتفاع آنرا برای انسان پائین تر آورده تا برای انسان قابل استفاده بشود. ارتفاع شتر امروزی به دو و نیم متر می رسد.


دین ستیزی و له له زدن سگ

آیه 175 سوره اعراف از کسی صحبت میکند که آیات خدا را دور انداخته و بجای آن پیوسته هوس خود را دنبال کرده، و در ادامه آن آیه 176 چنین می گوید:

« و اگر می خواستیم او را با آیات خود بلند می کردیم ولی او زمین گیر شد (یعنی اگر "ما" می خواستیم برای او تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم او را بلند می کردیم، ولی انتخاب به او دادیم و او به زندگی و مال دنیا دل بست) و پیوسته هوس خود را دنبال نمود، بنابر این او مانند سگ میماند، اگر بار روی آن بگذاری له له می زند اگر هم آنرا رها کنی له له می زند. اینست نمونه کسانیکه آیات خدا را دروغ می پندارند. داستانهای واقعی را بگو با امید به اینکه اینها بیندیشند».

له له زدن سگ تنفس سریع است با دهانی باز و با زبانی معمولاً افتاده به بیرون از دهان. سگ در حالت عادی میان 30 تا 40 نفس می زند و در حالت له له زدن میان 300 تا 400 نفس. سگ اغلب هنگام بالا رفتن دمای گرمای بدنش له له می زند تا خود را خنک کند، چون غده های عرقی کافی برای خنک نمودن خود ندارد، (کمی در پاها دارد که برای خنک نمودن بدن آن کافی نیست) بنابر این با له له زدن خود را خنک می کند. در نفس زدن هوای خنک وارد بدن میشود و هوای گرم از بدن خارج می شود و به این وسیله خود را تهویه و خنک میکند.

سگ علاوه بر دلیل فوق که "بالا رفتن دمای گرمای بدن وی" بود، بدلایل زیاد دیگری همچون تشنگی، شادی، خوشنودی، ناخوشنودی، برخورد ناگهانی با چیزی، کار و خستگی، درد های روانی و جسمی، اندوه و غیره نیز له له میزند.

آیه گفت نمونه کسانیکه آیات خداوند را دروغ می پندارند مانند سگ است که چه بار روی آن بگذاری و چه آنرا بحال خود واگذاری در هر حال له له خود را می زند. بنابر شناختی که از سگ داریم معنی این تشبیه اینست که فرد دین ستیز در هر حال دین ستیزی خود را دارد چه دین بنوعی با او کاری داشته باشد و چه نداشته باشد. ما امروزه درستی این گفته آیه را در غرب می بینیم. امروزه در غرب دین اساساً با کسی کاری ندارد، ولی دین ستیزان دین ستیزی خود را دارند. یعنی این از سرشت آنهاست همانگونه که له له زدن سگ نیز از سرشت خود آنست و می تواند هیچ ربطی به کار و رفتار انسان با آن نداشته باشد. (و سرشت انسان البته از نظر قرآن بدست خود انسان است).


حیوانات از بخش جلو مغز خود هدایت می شوند

«من به خدا آفریننده خودم و آفریننده شماها توکل کردم، هیچ حیوانی وجود ندارد که او از ناحیه جلو مغزِ آن آنرا هدایت نکند».

تاکنون برخی از حیوانات شناخته شده اند که در مغز خود عـنصر قطب نمائی دارند، که به کمک جریانهای مغناطیسی شمالی ــ جنوبی زمین که در تصویر وضعیت آنرا می بینیم هدایت میشوند. حیوانات با عنصر قـطب نمائی خود محل زندگی  و مسیر پرواز و حرکت خود را میشناسند.

اگر آهن ربائی را در نزدیکی مغـز یک پرنده ببندیم، سیستم جهت یابی مغز وی را مختل می کند و پرنده نمی تواند مسیر و محل زندگی خود را پیدا کند. (قرآن هر جانوری را (دابة) یعنی حیوان می نامد. و منظور ما از حیوانات در اینجا مطلق جانداران است که شامل پرندگان و حشرات و ماهی ها و غیره هـمه می شود).

کلاغ و خاکسپاری مرده

«پس از آن خداوند کلاغی را برانگیخت زمین را می کند تا به او (به قابیل) نشان دهد "چگونه پیکر برادر خود را به خاک بسپارد"، (قابیل) گفت: ای وای بر من! آیا من ناتوان تر از آن بودم که مانند این کلاغ بوده پیکر برادرم را به خاک بسپارم. به این تزتیب پس از آن از پشیمانان گشت».

نکات آیه:

1ــ کلاغ مرده را خاک سپاری می کند:

چرا خداوند کلاغ را برای آموختن خاک سپاری مرده به انسان می فرستد؟ پژوهشهای انجام شده روی پرندگان نشان می دهد که کلاغ فهمیده ترین پرندگان است و ویژگیهائی دارد که آنرا از دیگر پرندگان جدا می کند، از مهمترین آنها یکی اینکه حجم مغز آن نسبت به بدنش نسبت به سایر پرندگان بزرگتر است، و دیگر اینکه مرده خود را بخاک می سپارد. وقتی کسی از کلاغها می میرد، کلاغ دیگر با منقار و چنگالهای خود گور می کند و پس از آن بالهای کلاغ مرده را گرد می کند و به کنار بدن آن می آورد (همانگونه که ما با مرده خود می کنیم)، و پس از آن مرده را با احترام بلند می کند و در گور خود می گذارد و بعد روی آن خاک می ریزد. حتی کلاغی که گناهی می کند و در دادگاه کلاغان گناهکار حساب شده و به اعدام محکوم می شود و او را با منقارهای خود می کشند نیز توسط یکی از کلاغها برای خاکسپاری برده می شود و بهمان ترتیب بخاک سپرده می شود. (کلاغ ویژگیهای دیگری از جمله ابزار سازی و بکارگیری ابزار برای رسیدن و دست یافتن به خواسته خود چنانکه در تصویر می بینیم نیز دارد ولی از آنجا که موضوع آیه نیست به آنها نمی پردازیم).

 2ــ مرده می بایست به خاک سپرده شود:

فرستادن کلاغ برای آموزش دادن خاکسپاری مرده به انسان، به این معنی است که مرده می بایست به خاک سپرده شود. و مرده ضمن اینکه خوراکی برای درندگان می شود و می گندد و خاک سپردن آن احترامی به فرد مرده است، هنگامیکه تحلیل می رود و در جو پراکنده می شود بیماریهائی را ایجاد می کند. بنابر این چنانکه آیه مطرح نموده، دین از دیر زمان به انسان یاد داده بوده که مرده را می بایست به خاک سپرد.


"صدای خران" آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند جانوران

« و در راه رفتن خود میان رو باش و صدای خود را پائین بیاور که آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند براستی صدای خران است». (آیه نقل قول از لقمان در پند و اندرز دادن به فرزند خود است).

نکات آیه:
1ــ پائین آوردن صدا:

صدا و سر وصدای بلند زمانی که پیوسته باشد زیانهای زیادی به بدن و روان انسان وارد می کند که مهمترین آنها عبارتند از: زیاد شدن ترشح ادرنالین که بنوبه خود از جمله منجر به بهم ریختن عصبی فرد می شود ـــ ایجاد شدن تنشهائی در کارکرد بینی و گوش و حنجره ـــ مبتلا شدن به خیلی از بیماریهای قلبی و خونی از جمله بالا رفتن فشار خون و تصلب شرایین ــــ و تنشهای همراه با احساس سردرد مزمن و احساس فشار و سختی.

2ــ "صدای خران" آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند جانوران است:

واحد اندازه گیری شدت صدا دسیبل است. شدت صدای پچ پچ و درگوشی میان 10 تا 20 دسیبل است، صدای ماشین کوچک 70 تا 80 دسیبل، صدای ماشین باری 80 تا 90 دسیبل، صدای هواپیما هنگام کنده شدن از زمین 110 تا 130 دسیبل. پائین ترین صدائی که انسان می تواند بشنود 20 دسیبل است. هنگامیکه شدت صدا به 45 دسیبل می رسد انسان نمی تواند آسوده بخوابد، نزدیک 85 دسیبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزدیک به 90 دسیبل آدم نمی بایست 8 ساعت بیشتر در آن فضا بماند، در 100 دسیبل نمی بایست بیش از دو ساعت بماند، در 110 دسیبل نمی بایست بیش از نیم ساعت بماند، و به 160 دسیبل که برسد آدم کر می شود.

و شدت صدای ناخوشایند خر که موضوع آیه می باشد بالای 100 دسیبل است. و امروزه انسان در میان جانوران صدای ناخوشایندِ آزار دهنده شدیدتری از صدای خر نمی شناسد و آنچه در آیه آمده مبنی بر اینکه "آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند صدای خران است" درست است.


بلدرچین

« و ابر را بر شما سایبان نمودیم و بر شما انگبین و بلدرچین فرود آوردیم. (گفتیم) از خوردنیها و نوشیدنیهای پاکیزه ای که روزی  شما نمودیم بخورید. به ما نیز ستمی نمی نمودند بلکه به خودشان ستم می نمودند». («رزق» بمعنی: روزی، فقط مربوط به خوراکی و نوشیدنی است. هر چیزی که مستقیم و غیر مستقیم به خوردن و نوشیدن مربوط می شود رزق نامیده میشود).

در چهل سالی که بنی اسرائیل در سرزمین کنعان سرگردان بوده اند خداوند انگبین و بلدرچین را برای خوراک آنها برای آنها فرود آورده بوده است. چرا از میان سایر پرندگان این پرنده  بطرف آنها پرواز داده شده بوده است؟

این پرنده از خانواده مرغان است ولی پرواز می کند. کمی از کبوتر کوچکتر است. بیشتر در علف زارها و کشت زارها دیده می شود. خیلی زود پرورش یافته بزرگ می شود. در هفته اول تولد خود 3 برابر بزرگ میشود، پس از 50 روز برای سر بریده شدن مناسب است و فاصله دو نسل آن 50 روز است. بطور میانگین پس از 42 روز از عمر خود تخم می گذارد، و بیشترین تخم گذاری آن در عمر 70 روزگی آن است. در سال میان 300 تا 350 تا تخم می گذارد. روزهای جوجه شدن تخم آن 17 تا 18 روز است. در برابر بیماریها مقاوم بوده و کم مصرف است.

 ضمن ویژگیهای نگهداری و پرورشی و اقتصادی بودن آن نسبت به پرندگان دیگر، از ارزش تغذیه ای بالاتری نسبت به پرندگان دیگر نیز برخوردار است. گوشت سینه آن 20.3% پروتئین، 2.9% روغن دارد، علاوه بر آن مواد معدنی از جمله آهن، کلسیوم، فسفر، همینطور ویتامینهائی از جمله ویتامین آ و ب دارد. کولسترول روغن آن پائین است (بالا بودن میزان کولوسترول برای قلب خوب نیست). بافتهای گوشت آن نرم است (ساده جویده می شود). برای درمان نمودن درد مفاصل خوب است، سنگ را تحلیل می برد. تخم آن از بهترین تخمهای پرندگان است و نسبت زرده تخم آن نسبت به تخم دیگر پرندگان بیشتراز سفیدی آنست (سفیدی آن 60.89%، زردی آن 31.85%، و قشر آن7.36% وزن آنست). و از مواد معدنی و ویتامینها و مواد غذائی غنی تری نیز برخوردار است. و بخاطر حجم کوچک آن و پایداری آن در برابر بیماریها و تحمل شرایط محیط زیست، نسبت به مرغهای دیگر اقتصادی تر محسوب می شود.و به این خاطر نیز این پرنده از میان سایر پرندگان بر بنی اسرائیل نازل شده بوده است. انسان اهمیت اقتصادی و غذائی آن را در اوائل قرن 18 شناخته و به پرورش آن پرداخته است.


خلقت شـتـر

 

«آیا نمی توانند ببینند شتر روی چه حسابی آفریده شده است»؟!

نـکـتـه آیـه: شتر روی حسابی آفریده شده!

شتر روی چه حسابی آفـریده شده است؟

1ـــ  داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـیـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گیاهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود.

2ـــ  مژه های آن خیلی پرپشت و کیپ همدیگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـریـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.

3ـــ گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـیـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبیده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.

4ـــ  پـوسـته مـخاطی سوراخ بینی آن سطح خیلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بینی باقی نمی گذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می مکند و جذب می کنند.

5ـــ  کوهان آن محل ذخیره انرژی است. ضمن اینکه چربی آن قشری برای مقابله با گرما نیز هست.

6ـــ سطح کمر آن باریک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نیم روزی خورشید، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد. و در شرایط تابش قبل از نیم روز یا بعد از آن که خورشید مایل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشید و یا پـشـت به خـورشید زمین گیر می شود. که این نیز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشید فقط به سطح کم بالائی وی بتابد. پوسـت پـشمی وی نیز بخـش عـمده تابش گرمای سوزان را خـنـثی می کند. به این ترتیب شتر می تواند گرمائی که خیلی از حیوانات دیگر را می کشد تحمل کند.

7ـــ کلیه های وی قسمت زیادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گیرند، (به این خاطر ادرار آن غلیظ است).

8ــــ پوست پـشـمی آن باریک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک می کند.

9ــــ روده آن سلولهای جذب آب دارد. این سـلـولـهـا قـسـمـت زیـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به این خاطر سرگین آن خیلی خشک است).

10ـــ  وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباند تا ادرار به پـاهـا پاشیده شود. به این شکل با خیس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک می کند.

11ــــ  شکم وی خیلی بزرگ است. می تواند تا 200 لیتر آب بنوشد. علاوه بر آن مجراها و منابع ذخیره آب نیز دارد. که هنگام آب خوردن آنها را نیز پر می کند.

12ـــ مجرای خون وی در اعماق بدن قـرار نگرفـته بـلکه زیر پوست گردن و پاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. این باعث می شود که گرمای بدن را بیشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرایـطـی که تقـریـباً بی آب باشند و در وضعیت تقریبی معادل یک دویست هزارم حجم واقعی خود، باز هم می توانند اکسیژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند.

13ـــ  تکـیه گاهـهای وی در حالت نشستن (یعنی زانوها، آرنجها، و سینه) از قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـیل شده است. این قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود.

14ـــ  کف پهن پای آن با یک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود. و پا را در مـقـابل ماسـه هـای تیز و گرم نیز محافـظـت می کند.

15ـــ درجه حرارت بدن وی می تواند خـیـلـی تغـیـیـر کـند ضمن اینکه از پستانداران است. حرارت بدن وی بین 34 تا 42 درجه در تغییر است. وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نیز بالا می رود، این امر باعـث می شـود کـه تـا دمـای مـشـخصی نیازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند.

شتر در واقع به حساب دشت و صحرا پرداخته شده است. یعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه.

کـسـانی می گـویـند دلیلی برای وجود خدا نمی بینند. قرآن آنها را به مطالعه پدیده های طبیعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از میان سایر حیوانات برای مطالعه، به این معنی است که وی چیزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـیـولـوژیکی شـتـر داریـم نـیز در واقع همینطور هم هست، و می بینیم که در ساختار آفرینش شتر مغز و انـدیـشـه و حساب و کتاب خوابیده است. در حالـیکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمل شتر زیاد است نه اینکه چیز خاصی در آن می دیدند.


گوشت خوک

« خوردن گوشت حیوان مرده ــ خون ــ گوشت خوک ــ گوشتِ حیوانی که بنامی غیر از نامِ خدا سر بریده شده ــ گوشتِ حیوان خفه کرده شده ــ گوشتِ حیوان تحتِ ضربات کشته شده ــ گوشت حیوانیکه افتاده و در وضعیت بین مرگ و زندگی است ــ گوشت حیوانیکه بر اثر شاخ زده شدن مرده ـــ ... برای شما حرام شده است».

و در سوره انعام آیه 145 ضمن یادآوری تحریم گوشت خوک، خوک را حـیـوانـی انگـلی توصیف نموده:« ... لَحْمَ خِـنْـزِیـرٍ فَـإِنّـَهُ رِجْـسٌ = ... مگر اینکه گوشت خوک باشد، که موجودی انگـلی است».

در آیه 145 سوره انعام روشن کرده که منـظـور از حـرام بـودن خوردن خون «خـون مـسـفـوح» است، (خون مسفوح یعنی: «خـون ریخـتـه شده» که با هوا تماس پیدا کرده). دلـیـل تحریم آن نیز این است که وقتی خون با هوا تماس پیدا می کند سمی می شود و می تواند بیماری زا باشد.

نکات آیات: خوک حیوانی انگلی و گوشت آن حرام است:

همانطور که قرآن مطرح می کند خوک در واقع یک حـیـوان انگـلی است. هم زندگی و هم روند تولید مثل آن هر دو انگلی است:

چرا گوشت خوک تحریم شده؟ چیزیکه فعلاً انسان امروز در مورد گوشت خوک میداند موارد زیر است:

ـــــــ گـوشت خوک خیلی از انگـلها را منتقـل می کند. از جمله نوعی کرم (موسوم به کرمِ تِـنـیـا) که برخی از ناراحتی های دردناک را منجر می شود که برخی از آنها کشنده نیز هستند. عـناصـر آن در عـضلات و در چشم و مغز منتشر می شود. میان 5 تا 25 درصد کـسـانـیـکـه گوشت خـوک مصرف می کنند ناراحتی نـاشی از کـرم مزبور را دارند. (این کرم الـبـتـه در گوشت گاو نیز وجود دارد ولی کرم گوشت گاو خود بخود در انسان تکثیر نمی شود اما کرم گوشت خوک بـدون عـامل تکـثیر کننده تکثیر می شود. هـمـیـنطور کرم خوک مقاومت بیشتری نسبت به کرم گاو دارد و براحتی کشته نمی شود و خطرناک تر است).

ـــــــ گوشت خوک طبقـه طبـقه است و میان آنها پیه های متداخل در همدیگر وجود دارد که بالاترین نسبت روغـن حـیوانی را دارند، و روغـن آن نیز از خطرناکترین نوع روغـن است. ( درصـد پـیه در گوشت خوک 28 درصد است در حـالـیکـه مثلاً در گوشت گاو 4 و نیم درصد).

ـــــــ گوشت خوک مـقـادیر زیادی اسید دارد. (سایر حیوانات 90 درصد این اسید را پس میدهند ولی خوک فـقـط 2 درصـد آنرا پس می دهد). این اسید از جمله باعث الـتـهـاب مخ می شود.

یک متخصص آلـمانی نـتـیـجه مـطالعات خود و دیگران را در رابطه با گوشت خوک چنین بیان می کند: گوشت خـوک در مناطق گرم خطرناک تر از مناطق سرد است. در سودان و مناطق همجوار آن در یک شـرایط آب و هـوائی یکـسـانی تفاوت میان سلامتی کسانی که گوشـت خوک می خورند و و کسانیکه نمی خورند خـیـلی زیـاد است. هـمـیـنـطـور در هند در یک آب و هوای مشترک، کسانی که گوشت خوک نمی خورند از کسانی که می خورند از سلامتی بالاتری برخوردار هـستند، بیشتر عمر می کنند و توان کاری بیشتری دارند. مثلا فرد پیری که گوشت خوک نخورده حمالی می کـند و از ارتـفـاعـات بــالا می رود، در حالیکه آنکه خورده نمی توانـد این کارها را بکند و زودتر ضعف و بازنـشـسـتـگـی بـسراغ وی می آید.  کسانیکه با تعالـیـم اسـلامی زنـدگی می کـنـنـد از سلامتی خـوب و بـالائی بـرخوردارند و بـیماریهائی که دیگران از مسائل تحریم شده دارند آنها ندارند. همینطور وی می گویـد در جریـان جـنـگ جهانی دوم از ارتش گـزارشی برای آنها می آید که می گوید: سربازان آلمانی دچار ناراحتی ها و آبله هائی در پاها می شده اند که آنها را از جنگ و تـحـرک بـاز می داشـتـه و علاج سرپائی نیز برای آنها کافی نبوده بلکه به پشت جبهه انـتـقـال داده می شـده انـد. در حالـیکه مـردمـی کــه در هـمان مناطق و همان آب و هـوا زنـدگـی می کرده اند آن ناراحتی ها را نداشته اند. پس از بررسی ها می بینند که ارتش تـقـریـبـاً هـمـه روزه از گوشت خوک استفاده می کند. گوشت خوک را قطع می کنند و آن ناراحتیها تمام می شود.

هـمـیـنطور می گوید پس از اتمام جنگ که وضعیت اقتصادی خراب می شود و خوک بوفور طبق روال عادی نبوده اندازه مراجـعـات به پزشک نسبت به دوران پیش از جنگ کاهش پیدا می کند. ولی با رونق گرفتن اقتصاد و خورده شدن گوشت خوک توسط طـبـقـه ای کـه وضع خوبی داشته، بیماریها دوباره در آنها شروع می شود، در حالیکه طـبـقـه فـقـیر که هنوز توان استفاده از گوشت خوک را نداشـتـه از سـلامتی بهتری برخوردار بوده است. و پـس از اینکه فـقـیـران نیز تـوان خریدن و خوردن آنرا  پـیـدا می کـنند دوباره وضع بیماریها طـبق روال پیشینِ خود زیاد و هـمـه گـیـر مـی شـود. هـمـیـنـطـور وی می گوید که به آزمایشهای عملی در رابطه با گوشت خوک رو می آورد. 30 تا مـوش را با خـوراک خوک بزرگ می کند و 30 تای دیگر را با غذای عادی. آنهائـیـکه غذای خوک داده می شوند: سریعا بزرگ می شـونـد ـــ تـمـایلات تجاوزگرانه در آنـهـا ایـجـاد می شود، و دوست دارند که هـمـدیگـر را بخورند و بیماریهائی از قـبـیـل سـرطـان و بیماریهای پوستی در آنها ظاهر می شود، ولی آنهائی که غـذای عـادی بزرگ می شـونـد هـیـچـیـک از ایـن مـوارد در آنهـا ظاهر نمی شود. او محتاطانه می گوید در گوشت خوک سمی است که فهمیده نمی شود و روغن آن خطرناکـترین نوع روغن است. و مـوجـب تصلب شـرایین، بیماری قند، اختلال جریان خون، و نسبت بالائی از کلسترل را باعث می شود، و بافتهای آن فـسـفـر دارد که منجر به زیانهائی می شود.


شیرسازی دامها

« و در دامها نیز برای شما درس وجود دارد. از آنچه در شکم دارند از میان غذای معده  و خون شیر ناب را به شما می نوشانیم که برای نوشندگان گوارا است».

ماده اصلی شیر چنانکه آیه گفته از میان غذای درون معده و درون خون گرفته می شود. غده های تولید کننده شیر مواد خود برای تولید شیر را از خون و از مایعات بدن که مواد غذائی معده را آورده اند می گیرد.رود.

در زمان پیامبر می توان گفت که انسان بهرحال می دانسته که شیر از غذای جویده  و خورده شده گرفته و تولید می شود، ولی اینکه آن مواد وارد خون نیز می شوند و بعد از میان خون گرفته می شوند طبعاً کسی چیزی نمی دانسته است.


گوشت ماهی

« و اوست که دریا را برای شما مسخـّر کرد که گوشت سبک از آن بخورید». (طـَریّ بمعنی: تر و تازه ـــ نرم و آسان و سبک (از نظر کاربرد و کارکرد) ـــ و نم دار است).

آیه می گوید گوشت دریا (که عمدتاً ماهیها باشند)، از نظر کارکرد آسان و سبک هستند. ماهیها و خیلی از موجودات دریائی دارای روغنی مانند روغن زیتون هستند که برای معده سبک است، برای هضم آسان است، میزان غلظت خون را بالا نمیبرد بلکه بر عکس از کلسترول مضر کم میکند و کلسترول مفید را بالا میبرد که بنوبه خود از پیامدهای بد آن که از جمله راه بردن به ناراحتیهای قلبی است جلوگیری میکند.


مـورچـه

 

« تا اینکه وقتی (سلیمان و سپاهیان وی) به دره مورچه ها رسیدند مورچه ای گفت: مورچه ها! داخل خانه های خود شوید تا سلیمان و سپاه وی شما را خرد نکنند؛ آنها خرد شدن شما را احساس نمی کنند».

نکات آیه:

مورچه ها با هم صحبت می کنند: مورچه ها از جمله با مواد بودار شیمیائی با هم صحبت می کنند.

2ـ مورچه ها زیر فشار خرد میشوند: علت اینکه آیه واژه خرد شدن بکار برده اینست که بدن مورچه به اندازه زیادی از مواد شیشه ای تشکیل میشود. به این خاطر هنگامی که زیر فشار قرار میگیرد خرد میشود.


زنـبـور عـسـل

 

«و خدا به زنبورعسل وحی نمود کـه: از کوهها، درختان و از کندوهائی که مردم درست می کنند برای خود آشیانه بگیر. بعد ازهر ثمری بخور و بعد (در بازگشت) مسیرهای مشخص شده پروردگار خود را دنبال کن (یا مسیرهای ساده شده پروردگار خود را دنبال کن). از شکمهای آن نوشیدنی با رنگهای گوناگون در می آید و در آن مداوائی برای مردم وجود دارد. در این رابطه برای افراد اندیشمند نشانه ای وجود دارد».

(«ذللاً» جمع ذلـول است و از جمله به معنی: ساده، آسان، رام، بی درد سر و بی زحـمت است. اگـر در آیه «حال» بـرای «نحـل (زنبور)» باشد، معـنی جمله آن این می شود که: زنبور از مسیری پیروی کند که برای وی مـشـخـص شـده. و اگر «ذللاً» حـال بـرای سُـبُـل باشـد، در آنصورت جمله به این معنی می شود که: مـسـیـر بـازگـشـت زنـبـور آسان و بی زحمت شـده است. و هـر دو حالـت آن درست است).

نکات آیه: 1ـــ مسیر بازگشت زنبور عسل رُند و بی درد سر است. 2ــ از شکم زنبور عسل نوشیدنی در می آید. 3ــ عسل شفا بخش است.

1ـــ مسـیـر بازگشت زنبور عسل رند و بی درد سر است:

زنبور عسل با اشعه فوق بنفش می بیند. وقتی مسیری را می رود مـغـز آن زاویه هـای نـور خورشید را ضبط می کند. در بازگشت بر اساس همان اطلاعات برمی گردد. وقتی هوا ابری باشد نیز خورشید را با تحلیل نور می تواند از پشت ابرهـا ببیند. جهات مغناطیسی شمال و جنوب نیز بکار می گیرد. و کندوی خود را هم از بوی آن می شناسد.

به این ترتیب زنبور عسل در ردیابی و مسـیـرشناسی هـیـچ مشکلی ندارد. و چنانکه آیه گفته: زنبور پس از اینکه ثمر پیدا می کند و می خورد، در بازگشت از مـسـیـری کـه برای وی تعیین شده پیروی می کند، و یا مسیر بازگشت وی آسـان و بی دردسر است، (بـسـته به ایـنکـه جـمـلـه آن را چطوری تجزیه و تحلـیـل کـنیم).

2ــ از شکم زنبور عسل نوشیدنی در می آید:

عسلی که زنبور در شکم خود درست می کند و در خـانه های کندو می ریزد 80 درصد آن آب است. یعـنی هـمـانـطـور که قرآن می گوید: «آنچه از شکم آن در می آید در واقع نوشیدنی» است. بـعـد کارکـنان کـنـدو روی آن کار می کنند تا درصـد آب آن به 18 درصد می رسد و عسل سفـت می شود و هـمـیـنـطـور از آن نان درست می کنند.

3ــ عسل شفا بخش است:

چیزیکه فعلاً انسان از خواص طبی عسل می داند موارد زیر است:

ــــ درصورت مالیدن عسلِ صاف به زخم، زیـچه ها (مـیکـروبها) را می کشد ومانع ازدیاد آنهـا می شود وزخم زودتر بهبودی پیدا می کند.

ــــ برای دستگاه هاضمه شـفـابخش است.

ــــ دردهای روماتیزم را تخـفـیـف می دهد. 

ــــ به کودک کمک می کند که کـلسیم خود را حـفـظ کـند تا استخوان و دندانهای آن رشد کند. (توصیه شده به کودکان زیر یک سال عسل داده نشود).

ــــ شفائی دور مدت برای برخی بیماریهای مزمن دارد.

ــــ برای التهاب حلق خوب است.

ــــ برای مفاصل خوب است.


خانه عـنکـبـوت

 

« کسانیکه بجای خـدا دیگران را ولی خود می کنند مانند عنکبوت می مانند کـه  خانه ای ساخت. براستی سست ترین خانه ها خانه عـنکبوت است، اگر می دانستند».

«اولیاء» جمع ولی است و ولی بمعنی: فرد نزدیکی است که آدم مسائل خود را برای کمک گرفتن با وی مطرح میکند).

نکات آیه:

1ــ آیه می گوید "اتخذت بیتاً: خانه ای ساخت". "اتخذت بیتاً"  صیغه ندرت نامیده می شود و انجام گهگاهی کاری را بیان می کند. و این به این معنی است که عنکبوت بطور گهگاهی برای خود خانه می سازد. پژوهشهائی که در زندگی عنکبوت شده نیز نشان می دهد که عنکبوت اغلب در سفر است و بطور گهگاهی برای خود خانه می سازد.

2ــ واژه "وَهن" بمعنی سست ضد "صلابت" بمعنی سفت و سخت میباشد. آیه می گوید خانه عنکبوت سست ترین خانه ها است. یعنی اگر مثلاً به آن و به خانه هر موجود دیگری فوت کنیم، خانه عنکبوت کمترین مقاومت را نشان می دهد و از همه خانه ها متزلزل تر و آسیب پذیر تر است. تا امروز انسان خانه ای سست تر از خانه عـنکـبوت نمیشناسد. اگـر روزی خـانه ای سست تر از آن پـیـدا بشود قرآن میسوزد. کـسـیکه در قـرن ششـم میلادی (بیش 1400 سال پیش) دینی را از خود در میآورد و همه دنیا را نگـشـتـه و خـانـه هـای هـمـه حیوانات و حشرات و غیره را ندیده و نمی شناسد، هـیچگاه نمی آید هـمه دین خود را در ایـن مـوضوع مایه بگذارد. روشن است که فـقط خداوند می تواند چنین مسائلی را با تأکید مطرح کند. (حرف« اِنَّ » حرف تأکید است).

3ــ نکته دیگر در آیه "وجه تشابه بین خانه سازی عنکبوت و کسانیکه بجای خدا دیگران را ولی خود میکنند" می باشد. و آن اینست که عنکبوت از ماده شیمیائی بسیار قوی خود سست ترین خانه ها درست میکند، کسانیکه بجای خدا دیگران را ولی خود می کنند نیز دنبال قویترینها هستند و قویترینها را دارند، و با قوی ترینها سست ترین حکومتها و روابط و مناسبات ها و مکاتب را درست می کنند. مانند آنچه بنام اردوگاه شرق شناخته می شد

 نوشته های پیشین
+ یا ضامن آهو
+ به نام خدا
+ (كتاب قرآن معجزه ی محمد(صلی الله محمد وآل محمد
+ مثال های قرآنی
+ مجاز
+ چیزهایی كه در قرآن به آنها اشاره شده...

صفحات :

بهترین آهنگها را از ما بخواهید
http://saim.sub.ir/