تبلیغات
http://saim.sub.ir/ گلی از گلشن نور - بدن انسان 2

حدیث روز

عکس العمل نشان دادن پوست

 

« خدا درسترین گفتارها را نازل نمود. کتابی است با موضوعات متناسب هر وضعیتی. پوست کسانی که از عظمت و ابهت خدای خـود می هـراسند در برخـورد با آن عکس العمل نشان می دهـد و بعـد با یاد خدا پوست و دل آنها نرم می شود».

وقـتـی انـسـان احـسـاس سـرمـا یـا تـرس یـا حالات مـشابه آن می کند، در هر دو حال بدن با پوست خود عکس العمل نشان می دهد.
پوست از دو لایه داخلی و خارجی تشکیل شده است. قسمت داخلـی آن پر از اعصاب است. به کمک ماهیچه های کوچک که به کـیـسـه مو بسته هـستند موی بدن بلند می شود. وقتی آن ماهیچه ها منقـبض (جـمع) می شود کیسه موها به شکل محروطی کشیده می شوند، هـر چند موئی نیز نداشته باشند، و باعث چندشی شدن پوست می شوند. ایـن عـکـس الـعـمـل از اشاره بخش مرکزی مغـز ریشه می گـیـرد کـه پـیـام کاهش دما را از طریق نخاع دریافت می کند، که آن نیز از طریق اعصاب درک دما در پوست پیام خود را می گیرد. ابتدا هـورمون مربـوطه ترشح می شود که بصورت عامل فشار روی مجرای خون زیر پوست عمل می کند، طوریکه جریان خون و پس از آن پس دادن گرما کم می شود. و پس از آن خود بدن آغاز به تولید گرما می کند. و در پایان کیسه های موها فرمان منقبض شدن را دریافـت می کنند.
بخـش سـمـت چـپ تـصـویـر نشان می دهد که در وضعیت کاهش دما (سرما) چه عکس العـمـلهائی در پوست و زیر سطح آن ایجاد می شود، در مـقـایـسه با بخش سمت راست که وضعیت پوست در حالت گرما را نشان می دهد.
سایر عکس العملهای دیگر انسان مانند عکس العمل در برابر ابهت وعظمت و هـمـیـنـطـور عکـس العـمـلـهـای دیـگـر مانند اسـترس و یا احساس اینکه مثلاً این وضعیت چطوری از سر آدم خواهد گذشت و غـیـره، درست مانند عکس العمل پـوسـت که در کاهش دما دیدیم، عکس العمل آن روی پوست بارز می شود و پوست سفـت می شود.



اعصاب گرمائی در پوست

 

«به کسانیکه با آیات ما درافتادند آتشی خواهیم چشانید. هر چه پوست آنها پخته شود آنرا عوض کرده تا رنج سوختن را بچشند. خداوند نیرومند است ولی با حکمت کار می کند».

عوض نمودن پوست برای چشیدن رنج سـوخـتـن بـه ایـن معـنـی اسـت که وقـتی پـوسـت می سوزد انسان دیگر سوزش  سوختن را احساس نمی کند. واقعیت هم همین است. اعصابی که گرما و سوختگی را احساس می کنند در پوست در سـطح بدن هستند. اندامهای زیر پوست اعصاب احـسـاس گـرمـا و سـوزش را ندارند. وقتی پوست می سوزد انسان دیگر گرما و سـوختگی را احساس نمی کند.



بازتاب عملکردهای انسان توسط شنوائی، دیدگان و پوست

 

«تا اینکه وقتی به آن (آتش) رسیدند شنوائی، دیدگان و پوست آنها گواهی می دهد که چه کـارهـائی را انجام میداده اند»!
نکـتـه آیه: شنوائی، دیدگان و پوست، کارهای انسان را بازتاب می دهد:
وقتی مغز انسان چیزی می شـوند یا به چیزی گوش می دهد، وچیزیرا می بیند یا به چیزی نگاه می کند؛ ضمن اینکه از آن نسـخه برمیدارد، آنرا با فرستنده خود پخش نیز می کند. طوریکه می توان با گیرنده آن امواج را گرفـت و فهـمـیـد کـه مثلاً فرد به چه نگاه می کند. همینطور در رابطه با مواردی که قـبلاً به آنها نگاه کرده یا گوش داده یا آنها را انجام داده است.
پـوسـت نـیـز فـقـط شـکـل و نـمود اعضای داخلی را نشان نمی دهد بلکه پوست اعضای داخلی را نیز می شـنـود. مثلاً اگر کسی به ناراحتی قـلب (که در داخل سـینه قـرار دارد) مواجه شود، درد آن از طریق عصبِ خاصِ آن درد، درد را در کتف چپی یا نـواحی آن به آدم گوشزد می کند. یا می تواند تصویری از یک درد درونی را به شـکـل و عـلامـت مـعــینی نشـان بـدهـد کـه یـک متخصص پـوست بـراحتی می تواند نوع درد و بیماری را تشخیص بدهد. هـمـینطور می تواند عملکردهای انسان در شرایط خاصی (که شرایط قـیامت از جمله آنست) را بارز کند.



خـواب و بـیـداری

شب برای خواب و روز برای فعالیت قرار داده شده

 

« و اوست که شب را برای خواب و خواب را برای نیرو گرفتن و روز را برای فعالیت قرار داد».

نکات آیه:

1ـــ شب برای خواب قرار داده شده و روز برای فعالیت:

بدن انسان ساعات و جدول کاری دارد و در یک ریتم طبیعی مـشخصی کار می کند. این جدول کاری بدن با دستگاه تنظیم ضربان قـلب " پُـر کار"  یا " کم کار" می شود. بترتیب زیر:

ـــــ ساعت 3 بامداد، ساعتی که سرعت کار قلب مانند فشار خون و دمای بـدن بـه پائین ترین حد خود رسیده، کم کم بدن را بکار می اندازد. کمی پیش از اینکه ساعت بیدار کننده در مغـز (که یک دستگاه سـلولی است) فرد را بیدار کند بدن خود را بکار می اندازد.

ـــــ  تقریباً ساعت 6 صبح قلب ضربانهای سریعـتری را آغاز می کند.

ـــــ  تقریباً ساعت 11 پیش از ظهر قـلب به اولین اوج کار خود  می رسد. در این وقت قـلـب و گـردش خون بالاترین فشار را تحمل می کنند  و مغز بطور ویژه ای فعال کار می کند. این وضعیت زمان محدودی دارد.

ـــــ تـقـریباً ساعت 1 بعد از ظهر خستگی بعد از ظهر خود را بارز می کند و آنوقـت هـضـم غـذا آغـاز مـی شـود. از قـرار معلوم بخش زیادی از خون بطرف اندامهائی که در هضم غذا نقش دارند می رود که فـعـالـتـر هـسـتـنـد و خونی که برای مغز می رود نسبتاً کم است. در این وقت توان بدن می تواند تا %20 کاهش پیدا کند.

ـــــ کار فعال بعدی بدن تقریباً در ساعت 5 بعد از ظهر است. در این وقت قـلـب خـون بـیـشـتـری را در جـریان خون پمپاژ می کند، غده بزاقی فعالیت هضم غذائی مؤثرتری را فعال می کند.

ـــــ نزدیکیهای ساعـت 7 بعد از ظهـر بدن کم کم خود را در راسـتای استراحت کردن و دوباره نیرو گرفتن جهت می دهد، و فشار خون و تناوب ضربان کاهش پیدا می کند و احساس استرس نیز در ساعات شبانگـاهی کم می شـود.
به این ترتیب با توجه به وضعیت کارکرد بدن در شبانه روز، چنانکه آیه گـفـته: شب "برای خواب و استراحت" و روز "برای فعالیت" قـرار داده شده است.

2ـــ خواب برای نیرو گرفتن است:
همانطور که آیه مطرح کرده  بدن در خواب نیرو و زندگی می گیرد.



شب فعالیت بدن را کم می کند و روز آنرا فعال می کند

 

« و این خداست که بوسـیله شب فعالیت زندگی شما را میگیرد و می داند در روز بدن شما چه آسیبهائی دیده و دوباره شما را با روز بر می انگیزد».

نکات آیه:

1ـــ فعالیت بدن انسان بوسیله شب گرفته میشود و در روز این فعالیت برانگیخته می شود:
انسان در مغز خود دستگاهی دارد که به امور خواب و بیداری وی می پردازد. این دستگاه که یک دستگاه سلولی است در مغز میانی قرار دارد و از طریق عصبهای بینائی با محیط بیرون رابطه دارد. با رو آوردن شب و افزایش تاریکی این دستگاه غده صنوبری در  مغـز، مغز را تحریک می کند که هورمون (مـوسوم به ملاتونین) را ترشح کند. این هـورمـون ماده خواب آور بدن است. هر چه بیشتر غده مربوطه عنصر مزبور را ترشح کند فعالیتهای مغز بیشتر و بیشتر کاهش پیدا می کند و در نتیجه انسان بخواب می رود.

بر عکس وقـتی در سـپـیـده دم محـیـط روشن و روشن تر می شود دسـتگاه مربوط به غده صنوبری علامت می دهد که تولـیـد و تـرشـح عـنـصر مزبور را قطع کند. وقـتی تـمـرکـز عـنـصـر مـزبـور کم می شود نفـسهای زندگی بیدار می شوند  و بدن به کمک هورمونهای استرسی خود، خود را برای روز جدید دیگری بکار می اندازد.
به این ترتیب همانطور که آیه گفـته: بـوسـیـلـه شب فـعالـیت زندگی بدن گرفته می شود و انسان بخواب برده می شود و در روز برانگیخته می شود. واژه هائی که قرآن اسـتـفـاده کـرده نـیز دقـیـقاً مناسب با کارکرد این سیستم موجود در بدن است. مثلاً از مصدر« بَعْـث» به معنی بـرانگـیخـتـن بـجـای واژه هـای دیگـری کـه بـه معـنی بیدار کردن هستند استفاده کرده که مناسب کارکرد هورمونهای استرسی است.

2ـــ بدن در روز آسیبهائی می بیند:
آسـیبهائی که بدن انسان بطور پی درپی می بیند مردن برخی از سلولهای آن است. و در شب مخصوصاً در هـنگـام خواب سلولهای جدید درست می شوند.



انسان در خواب دیدن نیرو می گیرد

«همینطور از نشانه های دیگر خدا خواب دیدن شما در شب و روز و زندگی گرفتن شما از فضل وی می باشد».
نکـتـه آیه: انسان در خواب دیدن نیرو و زندگی می گیرد:
خـوابـهـائـی کـه انـسـان می بـیـنـد چـه در روز، چه در شب، چه خوابهای کوتاه، چه بلند، چه سطحی و چه عمیق، همه آنها  بطور یکسان برای بدن ضروری هستند. بدن در خواب دیدن نیرو می گیرد. خواب حافـظه را تقـویـت می کند. هـمـیـنطور خواب تجربیات جدیدی که انسان اخیراً کـسب نموده را به حافظه دراز مدت مغز می رساند. به ایـن تـرتـیـب چـنانـکـه آیه گفــته "انـسان در خواب دیدن نیرو و زندگی می گیرد".



کار کردن و خوابیدن در شب و روز رحمت است

«از رحمتهای دیگر خدا این است کـه شب و روز هر دو را برای خواب و کـار و بـرای بدست آوردن نعمت های خود قرار داد. باشد که سپاسگذار باشید».
نکته آیه: خوابیدن و کار کردن در شب و روز از رحمت های خداوند است:
پـیـش از ایـن با کارکرد مختلف بدن در شب و روز آشنا شدیم و دیدیم که چگـونـه بدن در شب کم فعالیت و در روز فـعـال می شود، و دیدیم که وقت مناسب خوابیدن شب است و وقـت مـناسب کار کردن روز است، ولی با این حال انسان در روز نیز می تواند بخوابد و شب کار کند. این وضعیت حـقاً که رحمت است. (رحمت در اصل به معنی: دادن چیزی به کـسی در حـالـیـکـه مـسـتـحق آن نیست یا بیش از اسـتحقـاق وی است، و صرف نظر نمودن از کسی در حالی که مـسـتحـق مجازات است، و بمعنی: دهـش و بخـشـش فـوق الـعـاده است و در آیه به این معنی بکار گرفته شده است).


روزه گرفتن به نفع روزه گیر است

«روزه شما، وقتی آنرا شناختید، آنرا بنفع خود خواهید دید».

نکات آیه:

1ـــ انسان روزی روزه را خواهد شناخت:

فعلاً انسان روزه را شناخته است.

2ـــ روزه بنفع خود روزه گیر است:

روزه موارد مثبتی برای روزه گیرنده دارد از جمله:

ــــ مـواد زائـد مـتراکم شده را تحلیل می برد و ناراحتی های ناشی از آن را برطرف می کند.

ــــ التهاب شدید کلیه را مداوا می کند.

ــــ ناراحتی های قلبی را مداوا می کند.

ــــ برخی از دستگاها از جمله دستگاه هاضمه استراحت می کند.



شـعـلـه ور شـدن نـور مـؤمـنـیـن

«نـور آنها میان دستانشان شعله ور می شود»!

نکـتـه آیه: نـور مؤمنین شعـله ور می شود:
محتوای آیه (چنانکه پیش از آن در آیه روشـن شـده) مـربـوط به مؤمنین و در روز رسـتـاخـیـز است و در آن روز از خـدا می خواهند که نور آنها را "تمام و کامل و ثابت کند"، و ایــن بـه ایـن معنی است که "نـور آنـهـا در ایـن دنـیـا نیز شعله ور می شود. (یعنی: نوری دارند که کم و زیاد می شود و در آخرت از خداوند می خواهـنـد کـه آنرا یکنواخت و همیشگی کند).
با عکـاسی کریـلـیـیَـن (کـه از نور نامرئی ساطع از اشیاء عکس می گیرد) انسان می بیند که هـمـه مواد و عـناصر زنده و غـیر زنده از جمله انـسـان از خـود نـور ساطع می کنند. بـسـته به اینکه پدیده در چه وضعیتی باشد نور ساطع از آن فــرق می کند. در انـسان نیز بسته به اینکه وی در چه وضعیت مزاجی و روحی و فکری و غیره باشد، نور ساطع از وی فـرق مـی کـنـد. مـثـلاً نـور وی در حـالـت عـادی عــادی است، ولی پس از پرسـتـش نـور وی شـعـلـه ور می شـود. یعــنی هـمـان چـیـزیـکه آیه مطرح می کند
. و این چیزی است که فقط با دستگاه دیده میشود.

خوب شدن چشم یعقوب با عرق یوسف

« و از آنها روی کرده گفت: چه اندوهی از یوسف! و چشمان وی از اندوه سفید شد، ولی اندوه خود را نمایان نمی کرد (84 ) ـــ با این پیراهن من رفته و آنرا بر چهره پدرم بیندازید بینا می شود، و همه خانواده های خود را پیش من بیاورید (93 ) ــ همینکه نوید رسید آنرا بر چهره او انداخت و درجا بینا شد. (یعقوب) گفت: آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهائی می دانم که شما آنرا نمی دانید (96)».

نکات آیات:

1 ــ چشمان یعقوب از حزن سفید شده است: سفیدی عدسه چشم که بسته به شدت آن، راه عبور نور به درون چشم را به اندازه های متفاوت کم می کند و یا کلاً می بندد و ضعف بینائی یا کوری می آورد چندین دلیل دارد، از جمله: پیوسته در معرض دمای گرمای بالا بودن چشم، ضربه خوردن به چشم، پیری، برخی از بیماری ها مانند بیماری قند، اشعه یا نور خیلی تند. و یکی از دلائل آن نیز چنانکه آیه گفته "حزن" است. ("حزن" اندوه ناشی از پیشامد و رخداد است). اندوه باعث فزونی هورمون ادرنالین می شود. اندوه شدید (یا شادی شدید) باعث فزونی پیوسته هورمون ادرنالین می شود که بنوبه خود باعث فزونی قند خون  می شود، و این بنوبه خود باعث پیدایش سفیدی در عدسه چشم می شود.  (سفیدی عدسه چشم بهم ریختگی بافت و ساختار ساختمان پروتئین عدسه چشم است).
2ــ چشم یعقوب با پیراهن یوسف بینا شده: یکی از ترکیبات عرق بدن می تواند سفیدی چشم را برطرف کرده و چشم نابینا را بینا کند. برای اولین بار یک محقق مسلمان مصری با استفاده از این آیه عدسه چشم را در عرق گذاشته و دیده که خیلی زود سفیدی عدسه برطرف شده و عدسه شفاف می شود. اگر قرنیه چشم سفید شده باشد نیز چنانچه این قطره روزی دو بار به چشم چکانده شود پس از دو هفته سفیده قرنیه برطرف شده و نابینائی بهبودی پیدا می کند. این محقق مسلمان نام قطره خود را داروی قرآنی گذاشته است.



اثر وضو گرفتن

« وقتی خواستید نماز بخوانید صورت و دستهای خود را تا آرنجها بشوئید، و بخشی از سر و پاهای خود تا قوزکها را مسح کنید. (یا بخشی از سر خود را مسح کنید و پاها تا قوزکها را بشوئید)».
(تـرجمه ای که در رابطه با پاها در پرانتز و پیش از پرانتز آمده هر دو درست است. و این تـفـاوت ترجمه به این بـستگی دارد که از نظر نحوی چگونه جمله را تحـلـیـل کـنـیـم. بـرخی عـبـارت «وَ اَرجُلَکُم» به معـنـی "و پاهـای خود را" به فـعـل «اِغـسـلـُـوا» به معـنـی "بـشـوئـیـد" مـربـوط می دانـنـد (کـه در این صورت پاها باید شسته شوند)، و کسانی آن را به فـعـلِ «اِمسَحُوا» به معنی "مسح کنید" مربوط می دانند (که در ایـن صورت پاها باید مسح شوند). و هر دو حالت درست است
. و منظور قرآن از اینگونه بیان این بوده که در صورت وجود آب پاها شسته شوند و در صورت کمبود آن پاها مسح شوند).
از انسان پیـوسـته نـور و امواج و انرژی ساطع می شود. امواجی که دستگاه پیش از وضوء گرفـتـن انسان نشان می دهد، با امواجی که پس از وضوء گرفـتن نشان می دهد با هم فرق می کند. امواجی که پس از وضو گرفتن نشان می دهد بیانگر "آرامش بیشتر یافتن انسان" است. یعـنی وضو گرفـتـن که «شـستن صورت و دستها و مسح فرق سر و پاها (و یا شستن پاها) است، به انسان آرامش می دهـد.



عادت ماهانه زنان

« و از قاعدگی زنان از تو می پرسند. بگـو: آن مـواد زائـد است. بنابر این در دوران قاعدگی با زنان آمیزش (جنسی) نکنید، پس از آن نیز تا آبتنی نکرده اند با آنها آمیزش جنسی نکنید».
قرآن می گوید که
خون قاعدگی زنان مواد و عناصر زائد و تفاله ای است، وعـلـم امـروز نیز هـمـین را می گوید. خون قاعدگی مربوط به شستشو و بیرون دادن مواد زائد تخمدان است که آماده سازی تخم در آن صورت می گیرد.



زنـا فـاحـشـه است

« مقدمات زنا کردن را فـراهم نکنید که زنا فاحشه است و رفتار ناخوشایندی را بدنبال می آورد».
واژه «فاحشه» از مصدر «فـحـش» می آید. فحش به معنی: از حد زیادی خود زیادتر رفتن است. مثلاً اگر قـیمت چیزیکه 1000 تومان است آنرا 1300 تومان ارزشگذاری کنیم، آنرا زیاد ارزشگذاری کرده ایم، ولی اگـر آنـرا مثلاً 1800 تومان ارزشـگـذاری کـنـیم "از حـد زیادی آن زیـادتـر رفته ایم" و مرتکب فحش شده ایم. و فاحشه چیزی اسـت کـه از حـد زیـادی خود زیادتر رفـته باشد یا برود.
سبیلاً نصب بر «تمیز» است. یعنی جمله «وَسَـاءَ سَـبـِیـلاً» در اصل « وَ ساءَ سبیلهُ سَـبـیـلاً» است. به معنی: راه آن (یعنی رفـتار و رویه ناشی از آن) بسیار ناخوشایند است.
نـکـتـه آیـه: زنا فاحشه است و رفتار ناخوشایندی بدنبال می آورد:
چیزی که ما تا به امـروز از فـاحـشـه بـودن زنا می توانیم بگوئیم این است که بیماری می آورد و بیماری آن "فراتر از حد زیادی بیماری" می رود (هم زمان آن طولانی است و هم از بیماریهای مرگ آور است). و رفـتـاری کـه با بیمارِ ناشی از آن می شود نیز چنانکه آیه به آن اشاره دارد، خیلی ناخوشایند است. کسی با وی ازدواج نمی کند (غـیـر از فـرد مـبـتلا)، و برخی نیز معتـقـدنـد کـه ویـروسـهـای آن در مـایـعـات بدن نیز هست و بهتر است که انسان احتیاط کند و از ظرف آنها نیز نخورد.



حیوان وار خوردنِ برخی

« خدا کسانیکه ایمان آوردند و نیکوکاری کردند را به باغهائی که جویبارهای ویژه در آنها در جریان است خواهد برد. ولی کسانیکه ایمان نیاوردند و فعلاً خوشگذرانی میکنند و مانند دامها نیز می خورند جایگاه آنها آتش خواهد بود».
نکته آیه: کسانیکه خوش گذرانی و عیاشی می کنند مانند دامها می خورند:
وقـتی انسان گـرسـنه می شود، حتی وقـتی شکم خالی وی خود را بـهـم مـی کشد و قـند خون کاهش پیدا می کند وچربی بدن حل می شـود که انرژی صادر کند، اغلب یک وعده غذائی کوچکی برای پاسخ دادن به نیاز اصلی بدن کـافـی است. ولی با این وجود کسـانیکه خوش می گذرانند در هـر یک از وعــده هـای غـذائی با شکـوه و جـلال خود تا حد ترکیدن می خورند. دنبال آن نیز با کـمـال مـیـل دسـر خـوشـمـزه می خورند هـر چند احساس کنند شکم می خواهد بترکد. در اوقات میان وعده های غذائی نیز می خورند. چرا اینطور می خورند در حالیکه بدن به این همه غذا نیاز ندارد؟ دلیل آن به اشتها مربوط می شود.  و پشت این اشتها نیز یک حرص و طمع سـیـری ناپـذیـر و قـانع نـشـونـده ای خـود را مخفی کرده که ارث جـهـان گـذشـتـه حیوانی کم رنگ ماست. و این همان چیزی که دامها  بر مبنای آن می خورند.



سود و زیان مشروب

« راجع به مشروب و قمار از تو می پرسند! بگـو: در آنها زیان بزرگ و منافعی برای مردم وجود دارد. زیان آنها از منافع آنها بزرگتر است».
نکـتـه آیـه: مشروب منافع و زیان دارد. زیان آن از منافع آن بزرگـتر است:
منافع یک جام شراب برای بدن مساوی است با مـنافـعـی کـه یـک سـیـب بـرای بدن دارد. زیانهای آن برای بدن تقریبا همه جانبه است. یعنی هیچ دستگاه و سیستمی در بدن نیست که از مشروب تأثیر مـنفی نبیند. مهمترین آنها کشته شدن سلولهای مغـز است. بنابر این زیانهای آن خیلی بیش از منافع آنست.



چرخیدن چشم ناشی از ترس

« وقتی ترس می آید آنها را می بینی که مانند کسیکه می خواهد بمیرد با چشمان چرخان بتو نگاه میکنند».
نکـتـه آیه: کسیکه می ترسد چشمش مانند کسیکه می خواهد بمیرد می چرخد:
ترسِ زیاد درک انسان را از کار می اندازد. در اینحالت مراکز عصبی خارج از اراده و آگـاهی انسان کار می کنند، که چرخیدن غیر ارادی چشم از حالات آن است، و این چیزی است که برای کسیکه در حال مرگ است نیز پیش می آید.



پوشاک گرمای بدن را حفظ می کند

« و خدا از آنچه آفرید برای شما سایه قرار داد، و از کوهها آشیانه ها، و پوشاکهائی که شما را در مقابل گرما حفظ می کند و پوشاکهائی که گرمای شما را حفظ می کند. به این شکل نعمتهای خود را برای شما کامل می کند، باشد که حق پذیر شوید».
(منظور از سایه درست کردن از پدیده ها اینست که همه چیز مانند هوا و آب و شیشه درست نشده که نور از آنها عبور می کند. و منظور از آشیانه ها در کوهها؛ غـارها و فرورفـتگی های کوهها است. و واژه بأس در اصل به معنی: سختی است. بعد از جمله به گرما اطلاق شده، به اعتبار "سختی" آن و در آیه به این معنی بکار گرفـته شده است).
نکته آیه: پوشاک گرمای بدن را حفظ می کند:
در گذشته انسان فکر می کرد پوشاک بدن را گرم می کند (امروزه نیز کسانی هستند که چنین گمان می کنند)، در حالیکه بدن گرما تولـید می کند و پوشاک را گرم می کند. پوشاک گرمای بدن را حـفـظ می کند و مان
ع از رسیدن سرما به بدن می شود.



گرفتن خویشتن خودآگاه انسان هنگام مرگ و درخواب دیدن

« خدا خویشتنِ خود آگاه انسان را هنگام مرگ میگیرد، و حتی خویشتن خودآگاهِ آنکه در خواب دیدن خود نمی میرد نیز می گیرد. بعد خویشتنِ خودآگاهِ آنکه مرگ را بر وی گذرانید را نگه می دارد و آن دیگری (یعنی آنکه مرگ را بر وی نگذرانید) تا زمان مشخصی (یعنی تا بار بعدی) پس می فرستد. در این زمینه برای افراد اندیشمند نکاتی وجود دارد».
آیه می گوید که خداوند نـَفـْسِ انسان را، یعنی: خویشتنِ خودآگاه وی را، "هنگام مرگ" می گیرد. یعنی آنرا از بدن انسان خارج می کند. و هـمـیـنـطـور "هـنگـام خواب دیدن" نیز خویشتن خودآگاه انسان را می گیرد. بعد خویشتنِ خودآگاهِ فردی که  زمانِ مرگِ وی (در خواب) رسیده را نگه می دارد، و آنکه نرسیده را به بدن برمی گرداند.
به کمک دستگاه انسان می تواند ببیند که هـنگـام خواب چیزی از بدن انسان خارج می شود و به بدن بر می گردد. و کسانیکه در خواب می میرند آن چیز به بدن آنها برنمی گردد. (فعلاً دانش انسان در
این رابطه در همین حد است).



رشک ورزی

در سوره فـَلَـق از انسان خواسته شده که از جمله از ناگواری رشک ورز "هنگامی که رشک بورزد" به خدا پناه ببرد. معنی آیه این معنی است که زمـیـنـه "رشـک ورزی" در هـمه انسانها هست ولی برخی می ورزند و برخی نمی ورزند.
در جهان دانش امروزی نیز از وجود زمینه "رشک ورزی" بعنوان صفتی که در همه انسانها هست صحبت م
یشود. و انسان آنرا به شکل نوعی کنش و واکنش شیمیائی و ترشح هورمون می شناسد. این موضوع از جمله در کتابِ علمیِ سوئدیِ "انسان معجزه"  آمده است. با این تفاوت که در آنجا گفته شده که همه انسانها رشک میورزند. ولی از آنجا که این گفته مستلزم بررسی وضعیت فیزیولوژیکی تک تک انسانها است و چنین بررسی ای نیز نشده نمی توان گفت مبنای علمی دارد، و همان چیزی که قرآن می گوید درست تر است.



پائین آمدن ضربان قلب توسط باران

« بیاد بیاورید وقتیکه خدا خوابِ کمی را از جانب خود در شرایط تهدید بر شما مستولی کرد تا آرامش پیدا کنید. و از ابر باران بر شما نازل می کرد تا شما را تمیز کند و ذهنیتِ شیطانیِ (اینکه اگر به حق می بودید پس چرا آب نداشتید) به ذهن شما خطور نکند، و ضربان قلب شما را پائین بیاورد و ماسه ها را سفت کـنـد».
("سفت کردن گامها توسط باران" در آیه مجاز است، و منظور از آن "سفت کردن ماسه های زیر گامها" است که نتیجه آن "سفت نمودن گامها" خواهد شد. در رابطه با مجاز در مقدمه صحبت شده است).
آیه مربوط به یکی از نبردهاست. در آن شرایط تعداد مسلمانان کم بوده و دشمنان بسیار. قسمت اول آیه مربوط به شبِ پیش از نبرد بوده که مسلمانان نگرانی و ترس داشته اند و خوابشان نمی برده است. و بقیه آیه مربوط به روز نبرد است. نکته مورد نظر ما در آیه اینست که آیه می گوید: باران نازل کرده که ضربان قلب آنها را پائین بیاورد. و این نکته یک نکته درست و علمی است. یعنی اگر کسی دلهره و ضربان قلب وی بالا باشد اگر زیر باران برود، ضربان قلب وی پائین می آید و به آرامش می رسد.



مأمورداشتنِ مرگ

« به آنها بگو: مأمور مرگ که بر شما گماشته شده، شما را می میراند. بعد بطرف آفریدگار خود برمی گردید».
نکته آیه اینست که مرگ مسئول و مأمور دارد. ما فعلاً از مأمور مرگ انسان اطلاعاتی نداریم. ولی اینکه مرگ اساساً مسئول دارد یک مـقـوله علمی است. انسان فعلاً ژن مربوط به مرگ (یعنی ژنی که فرمان مردنِ پدیده خود را صادر می کند) در نوعی کرم استوانه ای ساده می شناسد. و همینطور در پدیده های پیچیده تر ژنِ مربوط به مرگ و زندگی می شناسد. یعنی ژنی که فرمان مرگ و زندگی هر دو بدست اوست، و فرمان خود را نیز بصورت سیگنال صادر می کند.



نبودن اعصاب گرمائی در معده

« نمونه هائی از بهشتی که به متقین وعده داده شده: جویبارهای آبی که تغییر بو نمی دهد دارد، جویبارهای شیری که تغییر مزه نمی دهند، جویبارهای شراب خوش کام برای نوشندگان، جویبارهای عسلِ صاف، هر نوعی از ثمرها در آن برای آنها هست، و آمرزشی از طرف پروردگارشان نیزخواهند داشت. آیا اینها مانند کسانی هستند که همیشه در آتش می باشندد و آب جوش نوشانده میشوند که بیدرنگ غذای معده آنها را از هم می پاشد»؟
آیه می گوید که جهنمیان آب جوشان نوشانده می شوند و غذای معده آنها را از هم میدرد. چرا نمی گوید آب جوشان معده آنها را از گرمی و داغی می سوزاند؟ به این خاطر که معده اصلاً اعصاب احساس گرما و سوختگی ندارد. و وقتی غذای معده دریده می شود و یا بنوعی دچار اشکال می شود و وارد روده میشود شدیدترین نوع درد را بدنبال می آورد.



« به آنها بگو: به من خبر بدهید که اگر خدا شنوائی و بینائیهای شما را بگیرد و بر مغزهای شما مهر بزند، کدام خدایِ غیر از خدا هست که آنها را مجدداً برای شما درست کند؟ ببین چطور آیات را برای آنها روشن می کنیم ولی آنها روی می گردانند»!
چرا آیه می گوید: اگر خدا شنوائی و بینائیهای شما را بگیرد و نمی گوید: اگر گوش و چشم شما را بگیرد؟
چون چشم و گوش در واقع نور و صدا را به امواج تبدیل می کنند و امواج از طرق اعصاب به جایگاه ویژه خود در مغز فرستاده می شوند و مغز آنها را به صورت صدا و تصویر درک می کند. اگر چشم و گوش از کار بیفتد انسان می تواند با دوربین و دستگاهای دیگر امواج صوتی و تصویری را به مغز بفرستد و انسان می تواند ببیند و بشنود، و در آن صورت قرآن می سوخت. ولی وقتی بینائی و شنوائی انسان که در مغز است گرفته بشود، از کسی کاری ساخته نیست. نکته مورد نظر ما در آیه اینست که: کسیکه این آیه را گفته می دانسته که شنوائی و بینائی انسان چگونه است.

 نوشته های پیشین
+ یا ضامن آهو
+ به نام خدا
+ (كتاب قرآن معجزه ی محمد(صلی الله محمد وآل محمد
+ مثال های قرآنی
+ مجاز
+ چیزهایی كه در قرآن به آنها اشاره شده...

صفحات :

بهترین آهنگها را از ما بخواهید
http://saim.sub.ir/